<$BlogRSDUrl$>

Tuesday, June 24, 2003


منشور شوراي اروپا براي حمايت از اقليتهاي ملي

ترجمه: ناصر ايرانپور


اشاره مترجم:
بيانيه يا تفاهمنامه حاضر قرارداديست چون منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد كه توسط شوراي اروپا با هدف حمايت از اقليتهاي ملي و ممانعت از تبعيض آنها صادر گرده گرديده است. حقوق فوق غير از حقوق شهرونديست كه آحاد اقليتهاي ملي در كشورهاي اروپا مانند مابقي جامعه دارند. اين حقوق همچنين غير از حقوق سياسي است كه بيشتر مليتهاي اروپايي بويژه در چارچوب نظامهاي فدراتيو دارند، بلكه تنها اصول كلي و حداقلي هستند كه آحاد اين اقليتها صرف نظر از نوع نظام سياسي بايد داشته باشند. طبيعتا" حقوق اقليتهاي ملي در نظامهاي فدراتيو بسيار بيشتر از اصول مندرج در اين بيانيه است. براي نمونه دانماركيهاي آلمان از حقوق سياسي ويژه نيز برخوردارند، در حالي كه در اين منشور از آنها سخني به ميان نيامده است.


در ضمن بايد بين ملت، يا مليت با اقليت ملي فرق قايل شد. اقليت ملي به گروهي از افراد جامعه گفته ميشود كه مدتهاي مديدي است كه در آنجا زندگي ميكنند، شهروند آن جامعه هستند، اما از لحاظ ملي، فرهنگي و زبانی با اكثريت جامعه فرق دارند، مثلا" در آلمان اقليتهاي سينتي وروما به نسبت مابقي آلماني تبار جامعه در همچون موقعيتي قرار دارند و اين درحاليست كه در كشورهايي كه به هر حال بافت ملي متنوعي دارند _مانند سويس و بلژيك_ به جاي اصطلاح اقليت ملي از مقوله مليت استفاده مي كنند، چرا كه آنجا اكثريت ملي وجود ندارد كه اقليتي هم در آن زندگي كند و اقليت به عنوان فرع در مقابل اكثريت به عنوان اصل سنجيده شود، بلكه هر مليتي منطقه خاص خود را دارد و خود در آن اكثريت را تشكيل ميدهد. اگر در ارتباط با ايران بخواهيم مثالي بياوريم بايد بگوييم كه مليتهاي ايراني_آذري، كرد، عرب، بلوچ_ را نميتوان اقليت ملي خواند، چون آنها در حالت كلي در مناطق خود سكونت دارند و در آنجا اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند. تنها آن گروه از مليتها را مي توان اقليت ملي خواند كه در ميان مليتهاي ديگر زندگي ميكنند. براي نمونه اگر قرار باشد ايران آينده يك كشور فدراتيو و تركيبي از ايالتهاي مختلف بشود، آن هنگام ميتوان آذريهاي ايالت كردستان، يا كردهاي ايالت آذربايجان را اقليت ملي خواند كه بايد حقوق حداقل مندرج در اين منشور را براي آنها تأمين و تضمين كرد.


ما كشورهاي عضو شوراي اروپا و ديگر كشورهاي امضاكنندۀ منشور به اين دليل كه مايليم هدف نزديكتر كردن اعضاي شوراي اروپا را به همديگر دنبال كنيم:
به اين دليل كه ميخواهيم به توافقنامۀ 9 اكتبر 1993 رؤساي دولتهاي عضو شوراي اروپا در وين جامه عمل بپوشانيم:
به اين دليل كه برآنيم كه ايده آلهاي انساني و اصول دموكراتيك كه ميراث مشترك همه ماست بايد حفظ و گسترش و در اين رهگذر حقوق بشر و آزاديهاي پايه اي رشد و تعميق داده شوند:
به اين دليل كه حفاظت از موجوديت اقليتهاي ملي و دفاع از حقوق آنها براي ثبات، امنيت دموكراتيك و صلح در اين قاره حايز اهميت است:
به اين دليل كه هر جامعه واقعا" دموكراتيك و پلوراليستي نه تنها بايد هويت قومي، فرهنگي، زباني و ديني تمام اعضاي اقليتهاي ملي را حفظ كند، بلكه بايد همچنين شرايط لازم را براي بروز آزادانه و حفظ و رشد اين هويت فراهم آورد:
به اين دليل ضروري است كه فضاي مدارا و گفتگو حفظ و تعميق شود:
_ به اين دليل كه تنوع فرهنگي براي هر يك از اين جوامع نه فقط دليل و منشا جدايي و انشقاق نيست، بلكه قادر است باعث غني تر شدن آنها نيز گردد؛
_ به اين دليل كه رشد و توسعه اروپا تنها بستگي به همكاري كشورهاي اين قاره ندارد، بلكه از جمله به امر همكاري ميان ارگانها و دستگاههاي دولتي محلي و منطقه اي وراي مرزهاي كشورهاي مزبور، البته با رعايت موازين قانوني و حق حاكميت ملي هر كدام از اين كشورها، نيز بستگي دارد؛
_ همچنين با در نظر داشت كنوانسيون حقوق بشر و آزاديهاي پايه اي و مقاوله نامه هاي مربوطه؛
_ و با توجه به تعهداتي كه در منشورها و تفاهمنامه هاي سازمان ملل و همچنين در اسناد كنفرانس امنيت و همكاري اروپا، به ويژه در سند 29 ژوئن 1990 در ارتباط با حمايت از اقليتهاي ملي قيد گرديده است،
متعهد شده ايم اصولي را كه در ارتباط با اهداف فوق بايد رعايت شوند و تعهدات قانوني و سياسي را كه از آن استنتاج ميشوند، تعيين و تدوين كنند، تا همه كشورهايي كه اين منشور را امضا ميكنند، حفاظت و دفاع مؤثر از اقليتهاي ملي و حقوق و آزاديهاي آنها را بر اساس پرنسيپهاي دولت قانوني و حق استقلال و حاكميت ملي كشورهاي مربوطه تأمين و تضمين كنند.
اصول مندرج در اين منشور بايد در داخل كشورهاي امضا كننده به موازين حقوقي تبديل و از جانب حكومتهاي آنها پياده شوند. اين توافقات اصولي كه امضاكنندگان خود را مواظف به رعايت آن مينمايند به شرح زيرند:

فصل اول


ماده 1
حفاظت و دفاع از اقليتهاي ملي و حقوق و آزاديهاي آحاد آنها جزئ جدايي ناپذير دفاع بين المللي از حقوق بشر است و بخشي از همكاريهاي بين المللي را تشكيل ميدهد.
ماده2
مفاد اين منشور بايد بر اساس اعتماد و باور، با روح تفاهم و مدارا، مطابق با حسن همجواري و رابطه دوستانه و همكاري بين دولتها اجرا شوند.
ماده 3
1_ هر شخصي كه به يك اقليت ملي تعلق دارد، حق اين را دارد، آزادانه تصميم بگيرد كه آيا بر اساس تعلقش به اين اقليت ملي كه با وي برخورد شود يا نه. هر تصميمي كه وي ميگيرد، نبايد منجر به سلب حقوق وي گردد و اجراي همچون تصميمي زيانهایي براي وي در بر داشته باشد.
2_ آحاد اقليتهاي ملي ميتوانند از حقوق و آزاديهايي كه در اين منشور آمده است، به طور فردي و يا جمعي بهره گيرند و آنها را پياده كنند.

فصل دوم


ماده 4
1_ امضاكنندگان متعهدميشوند، براي هر شخصي كه به يك اقليت ملي تعلق دارد، حق برابري در برابر قانون و حفاظت برابر قانوني را تضمين كنند. به اين اعتبار هر نوع تبعيض بر اساس تعلق به يك اقليت ملي ممنوع ميباشد.
2_ امضا كنندگان متعهدميشوند، در صورت لزوم اقدامات ضروري را در پيش بگيرند،
تا برابري كامل و واقعي بين آحاد اقليت ملي با اكثريت جامعه در تمام زمينه هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي زندگي برقرار گردد و تعميق داده شود. از اين نظر آنها به شيوه مناسب شرايط ويژه آحاد اقليت ملي را در نظر ميگيرند و رعايت ميكنند.
3_ اقداماتي كه بر اساس تبصره 2 در پيش گرفته ميشوند، بعنوان تبعيض ارزيابي نميشوند.
ماده 5
1_ امضاكنندگان متعهد ميشوند، شرايطي را فراهم آورند كه آحاد اقليتهاي ملي قادر گردند، فرهنگ خود را پاس داشته و رشد و پرورش دهند و اجزاي مهم هويت خويش، چون دين، زبان، سنتها و ميراث فرهنگي خود را حفظ كنند.
2_ صرف نظر از اقدامات كلي كه براي جذب و ادغام آحاد اقليتهاي ملي در جامعه الزاما" در پيش گرفته ميشوند، امضاكنندگان اين منشور از هر اقدام و هدف ديگري كه به منظور تحليل دادن و همگون سازي اجباري و ذوب كردن(آسيميلاسيون) آنها دنبال شود دوري ميجويند و تلاش ميكنند از اشخاصي كه در معرض چنين رويه و سياستهاي آسيميليستي ميباشند، حمايت كنند.
ماده 6
1_ امضاكنندگان منشور روح مدارا و گفتگوي فرهنگي را ميان انسانها تقويت ميكنند و اقدامات موثري را براي رشد و تعميق احترام و تفاهم متقابل و براي گسترش همكاري ميان همه انسانهايي كه در كشورهاي آنها زندگي ميكنند، به ويژه در زمينه هاي آموزش، فرهنگ و وسايل ارتباط جمعي در پيش مي گيرند، آن هم صرف نظر از هويت ملي، فرهنگي، زباني و ديني آنها.
2_ امضاكنندگان متعهدميشوند، اقدامات لازم را براي حفاظت و حمايت از انسانهايي انجام دهند كه به خاطر تعلق ملي، فرهنگي، زباني و دينيشان در معرض عملكردهاي تبعيض گرایانه، خصمانه و خشونت آميز قرار دارند و يا مي توانند قرار گيرند.
ماده 7
امضاكنندگان حقوق همه متعلقين به اقليتهاي ملي براي تجمع صلح آميز و براي متشكل شدن آزادانه را تأمين و تضمين ميكنند و همچنين آزادي بيان، انديشه، وجدان و دين آنها را محترم شمرده و رعايت خواهد نمود.
ماده 8
امضاكنندگان متعهد ميشوند، حق هر شخص از اقليتهاي ملي را براي بيان اعتقادات ديني و جهان بيني خود و همچنين بنياد نهادن مجامع، سازمانها و جمعيتهاي ديني به رسميت بشناسند.
ماده 9
1_ امضاكنندگان متعهد ميشوند، حق هر كس از اقليتهاي ملي را براي بيان آزادانه نظريات خود به رسميت بشناسند و اين، داشتن نظريات، ارسال و كسب اخبار و ايده ها به زبان خود را بدون مداخله ادارات دولتي و بدون توجه به مرزهاي كشوري نيز در بر ميگيرد. امضاكنندگان اين منشور همچنين متعهد ميشوند، در چهارچوب نظام حقوقي خود ترتيبات لازم را براي اين كه اين اقليتها در ارتباط با رسانه هاي همگاني مورد تبعيض قرار نگيرند، فراهم آورند.
2_ تبصره 1 نبايد مانع اين شود كه كشورهاي امضاكننده سازمانها و شركتهاي راديو، تلويزيون يا سينمايي را بدون تبعيض و بر طبق معيارهاي عيني تحت يك پروسه قانوني و اداري براي اعطاي اجازه و صدور پروانه كار قرار دهند.
3_ امضاكنندگان مانع اين نميشوند كه آحاد اقليتهاي ملي مطبوعات خود را به وجود بياورند و از آنها بهره گيرند. كشورهاي مزبور تضمين ميكنند، در چهارچوب موازين قانوني براي راديو و تلویزيون و تا جايي كه ممكن باشد و همچنين با رعايت تبصره 1 ترتيباتي فراهم آورند كه آحاد اقليت هاي ملي رسانه هاي همگاني مستقل خود را به وجود آورند و از آن بهره گيرند.
4_ امضاكنندگان منشور اقداماتي را در چهارچوبهاي قانوني موجود در پيش مي گيرند، تا ورود و دسترسي آحاد اقليتهاي ملي به وسايل ارتباط جمعي تسهيل گرداند، انعطاف و مدارا را تقويت نموده و كثرت گرايي(پلوراليسم) فرهنگي را ممكن سازند.
ماده 10
1_ امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند حق همه متعلقين به اقليتهاي ملي براي استفاده بلامانع و آزادانه از زبان خود را در حوزه خصوصي ودر ملا’ عام به شيوه شفاهي و كتبي به رسميت بشناسند.
2_ در مناطقي كه آحاد اقليتهاي ملي سنتا” يا تعداد قابل ملاحظه اي زندگي ميكنند، امضاكنندگان منشور تلاش ميكنند، اگر آحاد اين اقليتها خود بخواهند و همچون نيازي هم واقعا" موجود باشد تا جايي كه ممكن باشد تسهيلاتي فراهم آورند كه در محاوره و مراجعه اين اقليتها به ادارات دولتي از زبان اين اقليتها استفاده شود.
3_ امضاكنندگان متعهد ميشوند، حق هر شخص از اقليتهاي ملي را تضمين كنند، براي اينكه وي در حداقل زمان ممكن به زباني كه وي متوجه ميشود در مورد دلايل دستگيري، در مورد نوع و دلايل اتهاماتي كه به وي وارد ميشود، مطلع گردد و وي حق اين را خواهد داشت كه با اين زبان و اگر لازم باشد به كمك مترجمي كه به طور رايگان در اختيار وي خواهد گرفت، از خود دفاع كند.
ماده 11
1_ امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند كه حق هر يك از آحاد اقليتهاي ملي را براي انتخاب نام و نام خانوادگي به زبان خود و همچنين ثبت رسمي آن، به رسميت بشناسد: به نحوي كه نظم حقوقي كشورهاي مربوطه آن را در نظر گرفته است.
2_ امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند كه حق هر يك از آحاد اقليتهاي ملي را براي نصب تابلو، آوردن رونوشت، برچسب و سنگ نبشته و نوشتن مطالب خصوصي ديگر به زبان اقليتها كه براي همگان قابل رؤيت باشد، به رسميت بشناسند.
3_ در مناطقي كه اقليتهاي ملي سنتا به تعداد زيادي سكونت دارند، امضاكنندگان منشور تلاش ميكنند در چهارچوب موازين قانوني و محتملا" در توافق با كشورهاي ديگر و با توجه به ويژگيهاي موجود، نام مناطق، محلات، خیابانها و دیگر علایم جغرافیایی را به زبان اين اقليتها بنويسند و نصب كنند: چنانچه براي اين كار تقاضاي كافي در ميان باشد.
ماده12
1_ امضاكنندگان منشور اقدامات لازم را در بخش آموزش و تحقيقات براي تعميق شناخت فرهنگ، تاريخ و زبان و دين اقليتهاي ملي و اكثريت جامعه انجام خواهد داد.
2_ در اين ارتباط كشورهاي مزبور از جمله امكانات مناسبي را براي تعليم معلمان و دسترسي به كتابهاي آموزشي فراهم و ارتباط نزديكتر دانش آموزان و آموزگاران از مليتهاي مختلف را ممكن خواهند كرد.
3_ امضاكنندگان متعهد ميشوند، برابري آحاد اقليتهاي ملي را براي دسترسي به همه مراحل آموزشي و تحصيلي تامين و شانس آنها را در اين امر افزايش دهند.
ماده13
1_ امضاكنندگان منشور حق آحاد اقليتهاي ملي براي تاسيس و اداره مدارس و ديگر مؤسسات آموزشي خاص خود در چهارچوب نظامهاي آموزشي مربوطه را به رسميت مي شناسند.
2_ پياده كردن اين حق هيچ تعهدات مالي براي كشورهاي امضاكننده در بر ندارد.
ماده 14
1_ امضاكنندگان منشور حاضر حق آحاد اقليتهاي ملي را براي آموزش زبان خود به رسميت ميشناسند.
2_ در مناطقي كه آحاد اقليتهاي ملي سنتا" و در تعداد قابل ملاحظه اي سكونت دارند، امضاكنندگان منشور تلاش ميكنند، در صورتي كه درخواست مربوطه به اندازۀ كافي در ميان باشد، تا جايي كه ممكن باشد و در چهارچوب نظام آموزشي مربوطه، آحاد اين اقليتهاي ملي زبان ملي خود را بياموزند و يا به اين زبان آموزش ببينند.
3_ تبصرۀ دوم اجرا مي شود، بدون اين كه آموزش زبان رسمي كشور يا آموزش به اين زبان لطمه ببيند.
ماده 15
امضاكنندگان منشور شرايط لازم را براي شركت مؤثر آحاد اقليتهاي ملي در زندگي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كل جامعه و در دستگاه اداري، به ويژه در اموري كه به خود آنها بر مي گردد، فراهم مي آورند.
ماده 16
امضاكنندگان منشور از اقداماتي كه نسبت و رابطۀ مردم را در مناطقي كه اقليتهاي ملي سكونت دارند، تغير ميدهند و منجر به محدود شدن حقوق و آزاديهاي مندرج در اين منشور ميشوند، دوري ميجو يند.
ماده 17
1_ امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند، حق آحاد اقليتهاي ملي را براي برقراري و ادامه ارتباط با اشخاصي كه به طور قانوني آن سوي مرزهاي جغرافيايي زندگي ميكنند و مخصوصا" هويت قومي، فرهنگي، زباني و ديني يكساني دارند و يا داراي عين ميراث فرهنگي مي باشند، رعايت كنند.
2_ امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند، حق آحاد اقليتهاي ملي را براي شركت در فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي هم در عرصۀ ملي و هم در عرصه بين المللي محترم بشمارند و آن را زير سؤال نبرند.
ماده 18
1_ امضاكنندگان منشور تلاش ميورزند، در صورت لزوم طي قراردادهاي دو و چند جانبه با كشورهاي ديگر، بويژه با كشورهاي همسايه، حفاظت و حمايت از آحاد اقليتهاي ملي را تضمين كنند.
2_ امضاكنندگان منشور در صورت امكان اقداماتي را براي تقويت همكاريهاي فرامرزي انجام خواهند داد.
ماده 19
امضاكنندگان منشور متعهد ميشوند، اصول مندرج در اين تفاهمنامه را ارج نهاده و پياده كنند و اگر محدوديتهايي هم ضرورتا" در پيش گرفته مي شوند، بايد تنها تا آن جا باشند كه در توافقنامه هاي بين المللي و به ويژه در كنوانسيون حفظ حقوق بشر و آزاديهاي اساسي و همچنين در مقاوله نامه هاي مربوطه در نظر گرفته شده اند و براي آنها حقوق و آزاديهاي منتج از اين اصول از اهميت زيادي برخوردار ميباشند.

فصل سوم


ماده 20
آحاد اقليتهاي ملي هنگام بهره گيري از حقوق و آزاديهايي كه از اصول مندرج در اين توافقنامه استنتاج ميشود، بايد مقررات قانوني كشور، بويژه حقوق آحاد اقليتهاي ملي ديگر و اكثريت جامعه را رعايت كنند.
ماده 21
اصول مندرج در اين منشور نبايد طوري تفسیر شوند كه گويا با آن حق انجام كار و
عملي داده ميشود كه مغاير اصول حقوق بين المللي، بويژه برابري استقلال، حق حاكميت ملي و استقلال سياسي دولتها باشد.
ماده 22
اصول مندرج در اين منشور نبايد طوري تفسير شوند كه گويا آنها به منزلۀ محدود ساختن يا كاستن از حقوق بشر و آزاديهاي پايه اي ميباشد كه بر طبق قوانين هر يك از امضاكنندگان منشور و يا بر طبق توافقنامه هاي ديگر كه اين كشور آن را امضا نموده است، به هر حال تضمين شده اند.
ماده 23
از حقوق و آزاديهايي كه از اصول مندرج در اين منشور استنتاج ميشوند و در عين حال مضمون قراردادهاي ديگري چون كنوانسيون حفظ حقوق بشر و آزاديهاي پايه اي و مقاوله نامه هاي مربوطه را تشكيل مي دهند، بايد در انطباق با مفاد اين قراردادهاي بين المللي درك شوند.

فصل چهارم


ماده24
1_ كميته وزراي شوراي اروپا بر اجراي مفاد اين تفاهمنامه از جانب كشورهاي امضاكننده نظارت مي كند.
2_ آن كشورهايي كه قرارداد مزبور را امضا كرده اند، ولي عضو شوراي اروپا نيستند، در مكانيسمي براي نظارت بر اجراي مفاد اين تفاهمنامه شركت خواهند نمود، البته تا اين لحظه مشخص نشده و بايد تعيين و مشخص گردد.
ماده 25
1_ در عرض يك سال بعد از اعتبار قانوني اين تفاهمنامه توسط هر يك از كشورهاي امضاكننده، آنها بايد اطلاعات كاملي را در ارتباط با اقدامات قانونگذاري و همچنين اقدامات ديگري كه براي پياده كردن اصول مندرج در اين منشور انجام داده اند، در اختيار دبير كل شوراي اروپا بگذارند.
2_ پس از آن نيز بايد هر يك از كشور هاي امضاكننده اين قرارداد مرتب و هر چند بار كه شوراي وزيران بخواهد، اطلاعات ديگري را كه براي اجراي مفاد اين قرارداد مهم ميباشند، براي شوراي اروپا ارسال دارند.
3_ دبيركل نيز بر اساس اين ماده، اطلاعات رسيده را در اختيار كميتۀ وزيران خواهد گذاشت.
ماده 26
1_ جهت ارزيابي مناسب بودن اقداماتي كه از جانب كشور هاي امضاكننده اين قرارداد براي اجراي اصول مندرج در آن در پيش گرفته شده اند، كميتۀ وزيران از طرف يك كمیسيون مشاوره كه اعضاي آن دانش تخصصي در زمينۀ حفاظت و حمايت از اقليتهاي ملي دارند، حمايت ميشود.
2_ تركيب اين كمیسيون مشاوره و شيوۀ كارش در عرض يك سال بعد از اعتبار قانوني يافتن و لازم الاجرا بودن اين توافقنامه از جانب كميته وزيران تعيين مي گردد.

فصل پنجم


ماده 27
اين تفاهمنامه جهت امضا در اختيار اعضاي شوراي اروپا قرار مي گيرد. همچنين كشورهاي ديگري از طرف كميته وزيران دعوت شده اند تا منشور مزبور را تا روز اعتبار قانوني يافتن و لازم الاجرا بودن آن امضا كنند. اين سند براي اجراي مفاد آن نياز به تصويب، پذيرش و يا صدور مجوز مربوطه از جانب پارلمان كشورهاي مربوطه دارد. و سندهاي مربوط به تصويب، پذيرش و مجوز اجراي اين قرارداد پيش دبيركل شوراي اروپا نگه داشته ميشوند.
ماده 28
1_ اين توافقنامه اصولي در اولين روز ماه سه ماه بعد از روزي اجرا مي گردد كه در آن12 عضو شوراي اروپا طبق ماده 27 موافقت خود را با آن اعلام مينمايد و خود را ملزم به اجراي مفاد آن ميكنند.
2_ براي هر كشور عضوي كه بعدها موافقت خود را با آن عنوان ميكند و خود را ملزم به اجراي اصول مندرج در آن مينمايد، اعتبار قانون يافتن و لازم الاجرا بودن مفاد اين قرارداد اولين روز سه ماه بعد از روزي خواهد بود كه اين كشور سند مربوطه به تصويب، پذيرش يا مجوز صادر شده توسط دولت يا پارلمان كشور مربوطه را به شوراي اروپا جهت نگهداري تحويل ميدهد.
ماده 29
1_ كميته وزيران شوراي اروپا ميتواند بعد از اعتبار قانوني يافتن و لازم الاجرا بودن اين تفاهمنامه و بعد از مشورت با دولتهاي امضاكننده اين منشور، توسط قراري _كه طبق ماده 20، حرف در اساسنامه شوراي اروپا با اكثريت آرا گرفته ميشود_ هر كشور غير عضو در شوراي اروپا را كه طبق ماده 27 دعوت شده براي اينكه منشور حاضر را امضا كنند، اين كار را اما هنوز انجام نداده و همچنين هر كشور غير عضو ديگر را دعوت كند، به اين تفاهمنامه بپيوندند و آن را امضا كنند.
2_ اين پيمان نامه براي هر كشور كه به آن مي پيوندد در اولين روز سه ماه بعد از روزي اعتبار قانوني خواهد يافت كه اين كشور سند مربوط به پيوستن وي به اين پيمان را به شوراي اروپا جهت نگهداري تحويل ميدهد.
ماده 30
1_ هر كشوري كه به اين پيمان نامه مي پيوندد ميتواند هنگام امضا آن يا هنگام سپردن سند مربوط به تصويب و پذيرش آن از طرف دولت يا پارلمان مربوطه و يا سند پيوستن به آن به شوراي اروپا، اعلام كند كه در كدام يك از مناطق تحت حاكميت وي مفاد اين قرارداد اجرا ميگردد.
2_ هر كشوري كه تفاهمنامه حاضر را امضا نموده، ميتواند هر زماني كه بخواهد طي توضيحي كه براي دبيركل شوراي اروپا ميفرستد، اعلام كند كه در چه مناطق ديگري از قلمرو وي اصول مندرج در اين بيانيه پياده خواهند گرديد. مفاد اين بيانيه اولين روز سه ماه بعد از روزي اعتبار قانوني خواهد يافت كه توضيح مزبور به دست دبيركل شورا رسيده باشد.
3_ هر توضيحي كه بر طبق تبصره هاي 1 و 2 اين ماده داده شده ميتوان طي ابلاغيه اي كه براي دبيركل فرستاده ميشود پس گرفته شود و آن در اولين روز سه ماه بعد از روزي اعتبار قانوني خواهد يافت كه ابلاغيه مزبور به دست دبيركل شورا رسيده باشد.
ماده 31
1_ هر يك از كشورهاي امضاكننده ميتواند منشور حاضر را طي ابلاغيه اي كه براي دبيركل شوراي اروپا ارسال ميدارند فسخ و بدين ترتيب انفصال خود از اين قرارداد را اعلام كنند.
2_ اين انفصال اولين روز شش ماه بعد از روزي اعتبار قانوني خواهد يافت كه ابلاغيه مربوطه به دست دبيركل رسيده باشد.
ماده 32
دبيركل شوراي اروپا به همه كشورهاي عضو، كشورهاي ديگري كه بيانيه مزبور را امضا كرده اند و هر كشوري كه به آن ميپيوندد، نكات ذيل را ابلاغ خواهد نمود:
الف. هر امضايي را،
ب. هر سپردن تصويبنامه، موافقتنامه و سند پيوستن به اين پيمان را،
ج. اعتبار يافتن قانوني هر تفاهمنامه بر طبق ماده هاي 28،29و30،
د. هر فعل و انفعال ديگر، ابلاغيه يا خبر در ارتباط با اين تفاهمنامه.
به جهت سنديت و رسميت بخشيدن به اين بيانيه نمايندگان كشورهاي امضاكننده آن را امضا كردند. اين كار در اول فوريه سال 1995 در شهر استراسبورگ به زبانهاي انگليسي و فرانسوي انجام پذيرفت. اينجا بايد گفته شود كه هر دو نسخه كه اصل آنها در بايگاني شوراي اروپا نگهداري ميشود به يك ميزان اهميت و اعتبار قانوني دارند. دبيركل شوراي اروپا براي تمام كشورهاي عضو شوراي اروپا و همه كشورهايي كه براي امضا و پيوستن به اين بيانيه دعوت شده اند، كپي تاييد شده ارسال ميدارد.



Monday, June 23, 2003


مواردى از سرکوب و نقض حقوق بشر مربوط به آذربايجان و تركهاى ايران٫ انتخاب شده از گزارش كميته حقوق بشر در ايران-سوئد.


کميته دفاع از حقوق بشر در ايران _ سوئد


گزارش ماهانه ( ارديبهشت ۱۳۸۱ ) در خصوص سرکوب و نقض حقوق بشر درايران


1_ احضار محمد محسن سازگارا به دادگاه قزوين ، به علت انتقاد از ولی فقيه.


2 _ تحت فشار قرار دادن کارگران معترض کارخانه های : جهان چيت کرج ، چيت ری تهران ، کارخانجات ريسندگی و بافندگی شماره يک، دو، سه ، مخمل و ابريشم کاشان ، کارخانه جامکو تهران ، شرکت آلفا زنجان ، کارخانه قند شاهرود، کارخانه نساجی و ريسمان ريسی سمنان توسط مأمورين امنيتی . لازم به يادآوری است که به گفته عليرضا محجوب دبيرکل خانه کارگر ۸۰ هزار نفر از کارگران ايرانی ماه های متمادی است که حقوق خود را دريافت نکرده اند.


3_ احضار هشت تن از دانشجويان دانشگاه قزوين به دادگاه به علت شکايت تشکلی بنام " جمعيت اسلامی دانشجويان ".


4_ حسين رجبی از دانشجويان دانشگاه اراک توسط چماقداران حزب الهی در حضور نيروهای انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.


5_ حمله چماقداران حزب الهی زير نظر امام جمعه اراک به نشست دانشجويان ، عليرغم اجازه رسمی از فرمانداری در دانشگاه اراک و با حضور نيروی انتظامی.


گزارش ماهانه ( خرداد ۱۳۸۱ ) در مورد نقض حقوق بشر در ايران


6_ توقيف و جمع آوری کتاب " مجمع الجزاير زندان گونه " نوشته اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی بدستور قوه قضائيه . لازم به يادآوری است که قبلا نيز کتابهای " زنان موسيقی ايران " ، " نخبگان جوشن پوش و زنان پرده نشين " در سال ۱۳۸۱ توسط همين قوه جمع آوری شدند.


7 _ سيد علی خالديان عضو شورای شهر شهرستان تکاب و رئيس ستاد تبليغات انتخابات رياست جمهوری خاتمی در استان آذربايجان غربی به اتهام نشر اکاذيب توسط قوه قضائيه به شش ماه زندان محکوم شد. شاکيان نامبرده عبارتنداز : جمعيت هلال احمر، اداره آموزش و پرورش و سپاه پاسداران تکاب.


8 _ صدورحکم سنگسار، ۵۷ سال زندان و۱۰۰ ضربه شلاق برای زنی بنام شهناز در کرج ، 
همچنين دو زن به نامهای فردوس وسيما در تهران در انتظار اجرای حکم سنگسار هستند،و مردی بنام اصغر در کرج محکوم به اعدام و ۱۰۰ ضربه شلاق شده است .


9 _ مردی به نام شعبانعلی و حسن موسوی به اتهام قتل در شهرستان ملاير در ملاء عام به دارآويخته شدند.


10 _ اکبر اعلمی نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی به علت شکايت وزارت نفت ، بطور غيابی براساس حکم صادره به ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است.


11_ حمله چماقداران انصار حزب الله به جلسه سخنرانی لطيف صفری مدير مسئول روزنامه توقيف شده " نشاط" و حسين لقمانيان نماينده همدان در مجلس در مسجد معتضدی کرمانشاه . در اين حمله لطيف صفری و ۱۲ نفر از شرکت کنندگان در مراسم مجروح شده و به بيمارستان منتقل گرديدند. لازم به يادآوری است که نيروهای انتظامی به عنوان تماشاچی ناظر قضايا بوده اند. انصار حزب الله کرمانشاه بنام "رزمندگان اسلام" هم فعاليت ميکند.


12 _ رسول ايمانی ۶۳ ساله اهل عجب شير به اتهام قاچاق مواد مخدر بدستور قوه قضائيه در زندان تبريز بدارآويخته شد.


13 _ محمد رضا خادم شمس مدير مسئول هفته نامه " صدای اورميه" محکوم به ۲۰ ضربه شلاق و جزای نقدی شد. شاکيان اين نشريه عبارتند از : سپاه پاسداران ، نيروی مقاومت بسيج، دانشگاه علوم پزشکی، مديرکل سابق صنايع ومعادن استان و سازمان ثبت اسناد.


گزارش ماهانه (تير۱۳۸۱) در خصوص سرکوب گسترده و نقض مستمر حقوق بشر در ايران


14 _ ابولفضل فاتح مدير عامل خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به دادگاه احضار شد. شاکيان نامبرده عبارتنداز :اراکی عضو مجلس خبرگان رهبری، مهدی خزعلی و دانشگاه آزاد تبريز.


15 _ لغو مراسم گراميداشت صفر قهرمانيان، قديمی ترين زندانی سياسی زمان شاه به علت تهديد گروهای فشار، که قرار بود در تالار " حرکت " برگزار شود. صفرخان از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۷ ( پيروزی انقلاب و سرنگونی نظام شاهنشاهی ) مدت ۳۲ سال در زندانهای رژيم پهلوی بسر برد. قرار بود در مراسم سازماندهی شده آقايان دکتر حبيب الله پيمان، دکتر خسرو پارسا، علی اشرف درويشيان، رحيم رئيس نيا و محمد علی عمويی سخنرانی کنند.


16 _ علی افشاری عضو اسبق شورای رهبری دفتر تحکيم وحدت به علت شکايت هدايت الله لطفيان فرمانده سابق نيروی انتظامی به اتهام نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومی مجدداً به يکسال زندان محکوم شد. لطفيان کسی است که دستور حمله به دانشگاه تهران و تبريز را در تيرماه ۱۳۷۸ صادر کرد. قوه قضائيه به جای مجازات ومحکوميت نيروی انتظامی و " نوپو" ( نيروی ويژه پاسدار ولايت ) دانشجويان و جوانان را به حبس های دراز مدت محکوم کرده است.


17 _ نيروی انتظامی اراک ۲۴ نفر را به اتهام مزاحمت دستگير کرد.


18 _ براساس حکم صادره از طرف قوه قضائيه ۱۳ زن در قم به اتهام فحشاء و شرب خمر محکوم به زندان و شلاق شدند.


19 _ محاکمه محمدمحسن سازگارا عضو حزب اراده ملت ايران توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوين به اتهام تبليغ عليه نظام .


20 _ رضا منصرف مدير مسئول دو هفته نامه " آوای ماکو" به اتهام تشويش اذهان عمومی، نشر اکاذيب و ايجاد اختلاف بين مردم و مسئولين به دادگاه مطبوعات آذربايجان غربی برای تفهيم اتهام احضار شد. شاکيان نامبرده عبارتند از: محمد عباسپور نماينده ماکو درمجلس (۱۶ فقره شکايت) و نيروی انتظامی .


21 _ لغو سخنرانی مهندس عزت الله سحابی و مهندس محسن آرمين در دانشگاه اردبيل. اين مراسم در رابطه با سالگرد حمله به دانشگاه بود که به علت فشار وزارت کشور لغوشد.


22 _ محاکمه ۸ دانشجو توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوين به اتهام تبليغ عليه " نظام مقدس اسلامی " . دانشجويان عضو موسس تشکل اسلامی دانشجويان اصلاح طلب دانشگاه بين اللملی خمينی قزوين بودند.


23 _ برهم زدن سخنرانی دکتر هاشم آغاجری در تالار معلم همدان توسط اوباش حزب اللهی. اين مراسم به مناسبت سالگرد در گذشت دکتر علی شريعتی از طرف دانشجويان سازماندهی شده بود. بعد از سخنرانی فضاسازی توسط روحانيت حاکم بر عليه آغاجری شروع شد. دادگستری همدان نامبرده را ممنوع الخروج اعلام کرد و وی پس از دو روز بازجويی به اتهام فتنه وتوهين به مقدسات مذهبی به قيد وثيقه آزاد شد.


24_ به گفته سرهنگ ابراهيم کاظمی نژاد مسئول اطلاع رسانی فرماندهی نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی ، ۵۱ نفر در شهرستان اروميه به اتهام فساد دستگير شدند.


گزارش ماهانه (مرداد ۱۳۸۱) در خصوص نقض گسترده و مستمر حقوق بشر در ايران


25_ بدستور قاضی رمضانی رئيس شعبه ۱۴ دادگستری همدان، دکتر هاشم آغاجری عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی به اتهام توهين به مقدسات بازداشت شد.


26 _ بنابر گفته عليرضا صلواتی عضو شورای مرکزی " انجمن اسلامی دانشجويی " از تشکلات عضو " جنبش اعتدال اسلامی " پروانه فعاليت اين انجمن در دانشگاه اورميه از طرف هيأت نظارت بر تشکلهای دانشجويی لغو شد.


27_ براساس اطلاعيه صادره از طرف جمعی از فعالين سياسی تبعيدی قشقايی و بختياری نيروهای امنيتی و انتظامی رژيم به روستای " موروک " واقع در منطقه وردشت سميرم در استان اصفهان هجوم برده و اقدام به زد و خورد با مردم زحمت کش منطقه میکنند، چون رژيم ميخواهد آبهای موجود که مورد نياز مردم منطقه است را به رفسنجان و يزد منتقل کند.


28 _ احضار حسين مجاهد مسئول جبهه مشارکت همدان ، دکتر حيدری مسئول سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی همدان و بنياد شهمرادی از مسئولين انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ابوعلی سينا در همدان به شعبه ۲۴ دادگستری همدان جهت بازجويی و تفهيم اتهام.


گزارش ماهانه (شهريور ۱۳۸۱) در خصوص نقض گسترده و مستمر حقوق بشر در ايران


29 _ تهديد جانی و کنترل تلفن منزل دکتر محمد علی جداری فروغی وکيل مدافع دکتر ناصر زرافشان .


30 _ به دستور دادگستری قزوين هفته نامه "حديث قزوين " به مدير مسئولی نقی افشاری توقيف شد .


31 _ دستگيری تعدادی از مردم زورآباد کرج که در مقابل خراب کردن خانه هايشان توسط شهرداری مقاومت کرده بودند.


32 _ احضار دکتر محمد علی جداری فروغی وکيل مدافع پرونده های عباس اميرانتظام، تقی رحمانی، رضاعليجانی، فاطمه گوارايی، خسرو کردپور، فرانه بهزادی ، لطيف صفری، ماشاالله شمس الواعظين و دکتر ناصر زرافشان به شعبه ۱۴۱۳ دادگاه ويژه کارکنان دولت .


33 _ مهران تبريزی مدير مسئول نشريه " نويد آذربايجان " در شعبه اول دادگاه اروميه به رياست قاضی فريد و به علت شکايت جليل زاده رئيس دادگاه انقلاب اسلامی اروميه محاکمه شد. جرم نامبرده چاپ عکس يک دختر آذربايجانی در نوروز سال ۱۳۷۸ عنوان گرديد.


34_ اعدام دو نفر جوان در تبريز و اسفراين توسط قوه قضائيه .


35 _ سرتيپ پاسدار حسين ذوالفقاری فرمانده نيروی انتظامی استان فارس اعلام کرد ۵۰۰ تن از ماموران سپاه پاسداران ، وزارت اطلاعات و نيروهای انتظامی با پشتيبانی نيروی هوايی سپاه، ۱۷ روستای جنوب استان فارس را پاکسازی نمودند. و در اين رشته درگيريهای مسلحانه طولانی، حداقل شش تن از اهالی کشته ومجروح و ۷۸ نفر از جمله پنج زن به اتهام شرارت دستگير شدند. ذوالفقاری گفت در طی يکسال اخير بر اثر حمله نيروهای امنيتی و انتظامی ۱۴ تن کشته و ۱۷۴ نفر دستگير شده اند.


36 _ دکتر حسن رئيسيان نايب رئيس جبهه مشارکت قزوين به علت دفاع از نظرات دکتر هاشم آغاجری در نشريه توقيف شده " عارف" به شعبه سوم دادگاه عمومی قزوين احضار شده و مورد بازجويی قرار گرفت. رئيس دادگستری قزوين بعنوان مدعی العموم، شاکی نامبرده می باشد.


37 _ به گفته ابراهيم صفری مديرکل زندانهای استان آذربايجان غربی، بر اثر تيراندازی ماموران امنيتی به زندانيان شورشی زندان مهاباد، يک سرباز کشته و دو نفر از زندانيان مجروح شدند.


38 _ بدستور قوه قضائيه علی داود زهيری و علی چهارلنگ در اهواز ، رسول در مرودشت ، دو جوان در کرج ، يک جوان ۲۵ ساله در مشکين شهر در ملاء عام بدارآويخته شدند.





Sunday, June 22, 2003


سند مجمع پارلمانى شورای اروپا در باره "مشكل تحصيل به زبان مادرى ٣٠ ميليون آذربايجانى ساكن در ايران".


به زبانهاى انگليسى و فرانسه به همراه ترجمه تركى آذرى و فارسى .


اين سند از طرف رافايل حسينوف نماينده مجلس و عضو پارلمان شورای اروپا تهيه شده و از سوى تعدادى از نمايندگان كشورهاى آذربايجان٫ ايتاليا٫ بلژيک، مجارستان، اسپانيا، لهستان، ليتوانی، ترکيه، اکرائين و گرجستان (از گروه هاى ليبرال-دمكراتيك-رفرميست٫ حزب مردم اروپا٫ اروپاى دمكراتيك٫ چپ متحد اروپايى٫ و سوسياليست) امضاء شده است.


بو سند ٫ مجليس دئپوتاتى و آوروپا شوراسى پارلامئنتى عوضوو اولان رافائل حوسئينوف طرفيندن حاضيرلانيب و آذربايجان٫ ايتالييا٫ بئلچيكا٫ ماجارسيتان٫ ايسپانييا٫ پولشا٫ ليتوا٫ توركييه٫ اوكراينا و گورجوستانين (ليبئرال-دئموكراتيك-رئفورميست٫ آوروپا خالقى پارتىسى٫ دئموكراتيك آوروپا٫ آوروپانين بيرلشميش سولو٫ و سوسيياليست گوروپلارينا باغلى) بير سيرا دئپوتاتينين ايمضاسينى داشيماقدادير.


ترجمه فارسى:
موضوع: "مشکل 30 ميليون آذربايجانی در ايران (آذربايجان جنوبی) براى دستيابى به تحصيل به زبان مادری شان"
سند: ٩٧١٠
١٣ فوريه ٢٠٠٣


١٩٠ سال پيش در نتيجه جنگ بين ايران و روسيه و طبق عهد نامه گلستان سال ١٨١٣ و توركمانچاى سال ١٨٢٨ ٫ آذربايجان به دو بخش تقسيم شد٫ آذربايجان جنوبى تحت حاكميت ايران و آذربايجان شمالى تحت اداره روسيه قرار گرفت.


آذربايجان شمالى در سالهاى ١٩١٨ – ١٩٢٠ با نام جمهورى دموكراتيك آذربايجان استقلال خويش را بدست آورد٫ در حاليكه آذربايجان جنوبى حكومت مستقل خود را در سالهاى ١٩٤٥ – ١٩٤٦ تاسيس نمود. متاسفانه هر دوى حكومت هاى فوق الذكر به دليل فشارهاى خارجى استقلال خود را از دست دادند.


جمهورى دمكراتيك آذربايجان حاكميت و استقلال خود را با هجوم شوروىها از دست داده و بخشى از اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى گرديد٫ با اينهمه در سال ١٩٩١ دوباره با نام جمهورى آذربايجان استقلال خود را باز يافت.


در حال حاضر جمعيت جمهورى آذربايجان بالغ بر ٨ ميليون نفر است٫ با اينهمه شمار آذربايجانيان ائتنيك كه به صورت متراكم در ايران زندگى مىنمايند رقمى نزديك به ٣٠ ميليون نفر مىباشد. متاسفانه آذربايجانيان در اين كشور از امكان آموزش به زبان مادريشان محروم مىباشند.


گرچه ايران كشورى اروپايى نمىباشد٫ شمارى از دولتهاى عضو شوراى اروپا روابط نزديك سياسى٫ اقتصادى٫ علمى-فرهنگى با ايران داشته و حدود ٣٠ ميليون تن از هموطنان آذربايجانى ساكن آن٫ ارزشهاى معنوى٫ فرهنگى و زبانى يكسانى با جمهورى آذربايجان (كه كشورى اى اروپايى است) را دارا مىباشند. اگر آنان امكان بدست آوردن حق تحصيل به زبان مادرى خود را مىداشتند٫ قادر به حفظ و گسترش هويت خود٫ دست كم خواندن كتب و روزنامه هاى چاپ شده در جمهورى آذربايجان و با توجه به عضويت آذربايجان در شوراى اروپا٫ قادر به آشنايى با ارزشهاى ملى و نيز اروپايى و اكتساب هر چه بيشتر طرق تفكر و رفتارهاى اروپايى مىبودند.


مجمع پارلمانى شوراى اروپا اعتقاد دارد كه اتخاذ تدابير و پيش بينى شرايطى توسط حكومت ايران براى راه اندازى مدارس ابتدائى٫ متوسطه و عالى براى جمعيت ائتنيك آذربايجانى كه در ايران زندگى مىنمايند٫ نشانه اى از برخورد با حقوق بنيادين عمده ترين اقليت ملى اين كشور مىباشد.


مجمع پارلمانى اروپا٫ بنابر اين٫ كميته فرهنگ٫ علم و آموزش را براى بررسى اين مشكل و آماده ساختن گزارشى در باره آن فرا مىخواند.


ترجمه تركى آذرى:


قونو: "ايراندا (جنوبى آذربايجاندا) ياشايان ٣٠ ميليون آذربايجانلىنين آنا ديللرينده تحصيل آلما ايمكانينى الده ائتمه پروبلئمى"
سند: ٩٧١٠
١٣ فئورال ٢٠٠٣


١٩٠ ايل بوندان قاباق٫ ايرانلا روسييا آراسينداكى ساواشين سونوجو اولاراق و ١٨١٣ نجو گولوستان و ١٨٢٨ نجى توركمانچاى آنلاشمالارى گره يى٫ آذربايجان ايكىيه بؤلونموش٫ قوزئى آذربايجان روسييانين٫ گونئى آذربايجان ايسه ايرانين ايداره سى آلتينا گئچميشدير.


قوزئى آذربايجان ١٩١٨-١٩٢٠ نجى ايللرده آذربايجان دئموقكراتيك جومهورييتى آدى ايله باغلىسيزليغينى الده ائتميش٫ گونئى آذربايجان ايسه ١٩٤٥-١٩٤٦ ايللرينده اؤز دؤولتينى قورابيلميشدير. تاسسوفله هر ايكى دؤولت يابانجى لارين باسقىسى نتيجه سينده اؤز ايستيقلالييت لرينى الدن وئرميشلر.


آذربايجان دئموقراتيك جومهورييتى سووئتلرين هوجومو ايله سووئره نلييينى ايتيره رك س.س.ر.اي. تركيبينه قاتيلميشسا دا٫ ١٩٩١ نجى ايلده يئنىدن آذربايجان جومهورييتى اولاراق موستقيللييينى قازانميشدير.


گونوموزده آذربايجان جومهورييتينده ٨ ميليون اهالى ياشايير. ايراندا بيتيشيك شكيلده ياشايان ائتنيك آذربايجانلىلارين سايىسى ايسه ٣٠ ميليونا ياخيندير. تاسسوفله ايراندا ياشايان آذربايجانلىلارين اؤلكه ده آنا ديللرينده تحصيل آلما ايمكانلارى يوخدور.


ايران آوروپا اؤلكه سى اولماسا دا٫ آوروپا شوراسينين عوضوو اولان بير سيرا دؤولتلرين ايرانلا سيخ سيياسى٫ ايقتيصادى٫ عئلمى-مدنى ايليشگى لرى واردير و ايراندا ياشايان ٣٠ ميليونا ياخين آذربايجانلى (آوروپا اؤلكه سى اولان) آذربايجان جومهورييتى يوردداشلارى ايله عئينى ديل٫ معنوى و مدنى دگرلرى پايلاشير. اونلارين آنا ديلينده تحصيل آلما ايمكانلارى يارانيرسا٫ آذربايجان جومهورييتينده نشر ائديلن كيتابلار و مطبوعاتى اوخوما- و آذربايجانين آوروپا شوراسينا عوضو اولدوغو گؤز اؤنونه آلينيرسا- ميللى و آوروپا دگرلرى ايله تانيش اولما٫ آوروپا دوشونجه و داورانيش بيچيمينى داها آرتيق منيمسه مه ايمكانلارى دا تامين ائديلميش اولار.


آوروپا شوراسى پارلامئنت آسئمبلئياسى ايراندا ياشايان ائتنيك آذربايجانلىلار اوچون ايلك٫ اورتا و يوكسك مكتبلرين آچيلماسى دوغرولتوسوندا حؤكومتجه آتيلاجاق آدديملارين٫ بو اؤلكه نين لاپ بؤيوك ميللى آزليغينين ان تمل حاقلارينا گؤستريله ن سايغىنين بير نيشانه سى اولاجاغينا اينانير.


بو ندنله آوروپا شوراسى پارلامئنت آسئمبلئياسى مدنييت٫ بيليم٫ تحصيل كوميته سينين بو پروبلئمى آراشديراراق٫ حاققيندا آيريجا معروضه حاضيرلاماسينى تؤوصييه ائدير.



English


Subject: PACE:
The problem of 30 million Azerbaijanis living in Iran (Southern Azerbaijan) to get access to education in their mother tongue


Doc. 9710
13 February 2003


--------------------------------------------------------------------------------


190 years ago - as a result of the war between Iran and Russia in accordance with the Gulistan treaty of 1813 and the Turkmenchay treaty of 1828, Azerbaijan was divided into two parts - Southern Azerbaijan was placed under the authority of Iran, Northern Azerbaijan under Russia.


Northern Azerbaijan gained independence as the Azerbaijan Democratic Republic in 1918-1920, when Southern Azerbaijan established independent government in the years 1945-1946. Unfortunately, both of the above-mentioned states lost their independence resulting foreign pressure.


Azerbaijan Democratic Republic lost its sovereignty when Soviets invaded the country and it became part of the USSR, however, in 1991, its independence was restored as the Republic of Azerbaijan.


At present there is a population of 8 million in the Republic of Azerbaijan, but the number of ethnic Azerbaijanis living in a compact way in Iran is close to 30 million. Unfortunately, these Azerbaijanis do not have the opportunity to receive education in their mother tongue in that country.


A number of Council of Europe member states have close political, economic, scientific-cultural relations with Iran and, even if Iran is not a European country about 30 million Azerbaijani compatriots, share the same linguistic and moral-cultural values as the citizens of the Republic of Azerbaijan. If they had the opportunity to obtain the right to education in their mother tongue they would be able to conserve and develop their identity, at least to read books, newspapers published in the Republic of Azerbaijan, to acquire the national as well as European values, to acquire a more European way of thinking and behaviour with a view of membership of Azerbaijan in the Council of Europe.


The Parliamentary Assembly believes that the provision of conditions by the Iranian government for establishing primary, middle and higher schools for the ethnic Azerbaijani population living in Iran will be a sign of dealing with for the essential rights of the major national minority.


The Parliamentary Assembly therefore calls the Committee of Culture, Science and Education to examine this problem and prepare the report.


French
Le problème auquel 30 millions d’Azerbaïdjanais vivant en Iran (Azerbaïdjan du Sud) sont confrontés pour avoir accès à un enseignement dans leur langue maternelle


Doc. 9710
13 février 2003


Il y a 190 ans, à la suite de la guerre entre l’Iran et la Russie, conformément au Traité de Gulistan de 1813 et au Traité de Turkmenchay de 1828, l’Azerbaïdjan avait été coupé en deux – l’Azerbaïdjan du Sud avait été placé sous l’autorité de l’Iran, l’Azerbaïdjan du Nord sous celle de la Russie.
L’Azerbaïdjan du Nord a recouvré son indépendance dans les années 1918-20, prenant le nom de République démocratique d’Azerbaïdjan, l’Azerbaïdjan du Sud établissant quant à lui un gouvernement indépendant dans les années 1945-46. Malheureusement, l’un comme l’autre ont perdu leur indépendance du fait de pressions extérieures. La République démocratique d’Azerbaïdjan a perdu sa souveraineté lorsque les Soviets l’ont envahie et est devenue une partie de l’URSS jusqu’en 1991 où elle est redevenue indépendante sous le nom de République d’Azerbaïdjan.
A l’heure actuelle, le pays compte 8 millions d’habitants, toutefois près de 30 millions d’Azerbaïdjanais de souche vivent en Iran où ils forment un groupe compact. Malheureusement, ces Azerbaïdjanais n’ont pas de possibilité d’accéder à un enseignement dans leur langue maternelle en Iran.
Un certain nombre d’Etats membres du Conseil de l’Europe ont des relations étroites avec l’Iran sur les plans politique, économique, scientifique et culturel, et même si l’Iran n’est pas un pays européen, environ 30 millions de compatriotes azerbaïdjanais partagent les mêmes valeurs linguistiques, morales et culturelles avec le peuple de la République d’Azerbaïdjan. S’ils avaient une possibilité de bénéficier réellement d’un enseignement dans leur langue maternelle, ils pourraient préserver et développer leur identité, au moins lire la presse et des ouvrages publiés en République d’Azerbaïdjan, acquérir les valeurs nationales autant que les valeurs européennes, se familiariser davantage avec les modes de pensée et comportements européens au vu de l’adhésion de l’Azerbaïdjan au Conseil de l’Europe.
L’Assemblée parlementaire est persuadée que, si le Gouvernement iranien instaurait des conditions propices pour l’ouverture d’établissements d’enseignement primaire, secondaire et supérieur en faveur de la population des Azerbaïdjanais vivant en Iran, cela serait un signe que les droits essentiels de cette importante minorité nationale sont pris en compte.
Au vu de ce qui précède, l’Assemblée parlementaire invite la commission de la culture, de la science et de l’éducation à étudier ce problème et à préparer un rapport.



Saturday, June 21, 2003



١- ترجمه بخش مربوط به آذرى هاى ايران از گزارش سال ٢٠٠٢ كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد٫ در باره وضعيت حقوق بشر در اين كشور.


١- بيرلشميش ميللتلر٫ اينسان حاقلارى كوْميسييونون ايران داكى اينسان حاقلارى دوُرومو حاققيندا يايينلاديغى ٢٠٠٢ ايلى راپورونون آذرىلرله علاقه لى بؤلومون ترجومه سى:


اقليت هاى قومى
ائتنيك آزليقلار


آذرى ها
آذرىلر


١٤- مردم تركى زبان آذربايجان ايران به عنوان بزرگترين اقليت قومى اين كشور شناخته مىشوند و در واقع شايد بزرگترين گروه قومى اين كشور نيز باشند. بنظر مى رسد پذيرفته شده است كه در حدود دوازده ميليون نفر از آنها در شمال غرب كشور زندگى نموده و در كل ايران شمارشان بالغ بر سى ميليون نفر مىباشد. اظهار مىشود كه آذريها هزاران سال است كه در فلات ايران زندگى نموده و ورود آنها به منطقه پيشتر از ورود طوايف فارس مىباشد.


١٤- ايرانين آذربايجان توركى سينده دانيشان خالقى (آذرىلر) اؤلكه نين ان بؤيوك ائتنيك آزليغى اوْلاراق تانينير و دوْغرودان دا بو خالقين٫ اؤلكه نين ان بؤيوك ائتتيك قوُروبو اوْلماسى مومكوندور. اوْنلاردان ١٢ ميليون نفرينين اؤلكه نين شيمال-غربينده ياشاديغى و بوتؤولوكده اؤلكه ده سايىلارينين ٣٠ ميليونا دك چيخابيلدىيينين قبول اوْلوندوغو گؤرونور. آذرىلرين ايران دوزلويونده مين ايللر بوْيونجا ياشاديقلارى و بو بؤلگه يه گليشلرينين
فارسلاردان داها قاباق اوْلدوغو ايدديعا ائديلير.


١٥- شكاياتى كه براى نماينده ويژه آورده شده اند٫ به كاربرد زبان آذرى و شتاب گرفتن منظر ناخوشايند آسيميلاسيون فرهنگ آذرى مربوط مىشوند. (نگاه كنيد به ضميمه سه) به طور مشخص تر آذريها خواستار آموزش تركى آذربايجانى اصيل در نواحى اى كه آذريها اكثريت اهالى را تشكيل مىدهند؛ توليد و پخش برنامه هاى راديو تلويزيونى به تركى آذربايجانى معيار؛ اختصاص يك كانال تلويزيون براى پخش برنامه ها به زبان تركى؛ ايجاد مدارس و دانشگاههاى زبان و ادبيات تركى آذربايجانى در سراسرايران (در حاليكه زبان تركى آذربايجانى در تبريز تدريس نمىشود٫ هفت زبان ديگر در اين دانشگاه تدريس مىشود) و تسهيل در امر ايجاد مراكز فرهنگى آذربايجانى مىباشند.


١٥- خوُصوصى تمثيلچى يه گتيريلن شيكايتلر آذرى ديلينين ايشله ديلمه سى و آذرى كولتورونو اريتمه نين خوْشا گلمز يئيين له شمه پروسپئكتى ايله ايلگىلىدير (باخين علاوه اوچ ه) داها دا كونكرئت اوْلاراق آذرىلر چوْخلوغو اوْلوشدوردوقلارى بؤلگه لرين مكتبلرينده فارسجا ايله ياناشى٫ دوزگون آذربايجان توركجه سينين اؤرگه ديلمه سى٫ رادييو و تئلئويزييون دا دوزگون آذربايجان توركجه سينده وئريليشلرين آپاريلماسى٫ بير تئلئويزييون كانالينين توركجه يايينلار اوچون آيريلماسى٫ ايرانين بوتون بيليم يوردلاريندا آذربايجان تورك ديلى و ادبيياتى بؤلوملرينين آچيلماسى (تبريزاونيوئرسيته سينده 7 يابانچى ديل اؤرگه ديلركن آذربايجان توركجه سينين ا ؤرگه ديلمه دييى آنلاشيشميشدير) و آذربايجان تورك كولتور مركزلرى قوُرولماسينين آسانلاشديريلماسينى طلب ائديرلر.


١٦- همچنين گزارشات واصله به نماينده ويژه به آزار و اذيت فعالان فرهنگى آذربايجان همچون دكتر محمودعلى چهرگانى٫ كه وضعيت ايشان توسط نماينده ويژه در گزارش پيشين كميسيون حقوق بشر شرح داده شده و مسئله زندانى شدن وى موضوع گزارش فورى نماينده كميسيون حقوق بشر به دولت ايران بود٫ اشاره دارد. وى از آن تاريخ آزاد شده است. نماينده ويژه كپى نامه هاى سرگشاده به امضاى گروههاى مختلفى از شخصيت هاى آذربايجانى مانند نمايندگان مجلس٫ نويسندگان و شاعران را دريافت كرده است كه در آن خواستار برخورد عادلانه دولت با فرهنگ آذرى مىباشند.


١٦- خوُصوصى تمثيلچىيه چاتان بيانات بير ده در. محمود على چهرگانى كيمى آذرى مدنييت آكتيويستلرين اينجيديلمه لرى و حبسه آتيلمالارينا دئينيبلر. در. محمود چهرگانىنين دوُرومو خوُصوصى تمثيلچىنين گئچن راپورلاريندا آچيقلانميش و دوْستاق ائديلمه سى حوكومته سوُنولان عاجيل تقديماتلا رين موْوضوعو ايدى. در. چهرگانى اوْ واختدان برى بيراخيلميشدير. خوُصوصى تمثيلچى٫ حوكومتين آذرى كولتورو ايله علاقه لى عدالتلى داورانماسى نى طلب ائدن٫ چئشيدلى آذرى شخصييت لر ٫ اوْ جومله دن مجليس ميللت وكيللرى٫ يازار و شاعيرلر طرفيندن٫ پرئزيدئنته خطابن يازيلميش آچيق مكتوبلار آلميشدير.


در اين نامه ها ايشان رئيس جمهور را به اجراى وظيفه در مورد وعده هاى انتخاباتى آزاديهاى فرهنگى دعوت كرده٫ از اهانتها و تحقيرهاى فرهنگى و قومى توسط رسانه هاى دولتى شكايت و عملى ساختن مواد ١٥ و ١٩ قانون اساسى را خواستار شده اند.


اوْنلار مكتوبلاريندا پرئزيدئنتى سئچيم عرفه سينده مدنى آزادليق لارلا ايلگىلى وئردييى اويقولانمايان سؤزلرين يئرينه گتيريلمه سى اوچون وظيفه يه چاغيرميش٫ د ؤولت مئدييا قايناقلاريندا مدنى و ائتنيك آشاغيلانما و سؤيوشلردن شيكايت ائتميش و آناياسانين ١٥ و ١٩ ونجو مادده لرينين اوُيقولانماسينى طلب ائتميشلر.


ضميمه سوم
اك اوچ


گزارشات مربوط به وضعيت آذريها
آذرىلرين دوُرومو حاققينداكى تقديمات


ليست زيرين ليست شكايات مشخصى است كه نماينده ويژه دريافت نموده است:
آشاغيداكى ليست خوُصوصى تمثيلچىنين آلديغى كوْنكرئت شيكايتلرين ليستى دير:


انكار مختاريت فرهنگى
- مدنى موُختارييتين دانيلماسى.


اذيت٫ آزار و زندانى نمودن فعالان فرهنگى
- مدنى آكتيويست لرين اينجيديلمه لرى٫ دوْستاق ائديلمه لرى


قدغن نمودن كاربرد زبان آذرى در مدارس
- آذرى ديلينين مكتبلرده ايشله ديلمه سينين ياساقلانماسى.


كاربرد زبانى هيبريد(آميخته) فارسى-آذرى در راديو و تلويزيون بجاى زبان خالص آذرى
- رادييو تئلئويزييوندا چيلخا آذرىجه يئرينه٫ آذرى-فارس قارما-قاريشيق بير ديلين ايشله ديلمه سى.


تدريس اين آموزه در مدارس كه پيدايش مردم ايران با ورود طوايف فارس به منطقه آغاز شده٫ و اينكه خلق آذرى ايرانيان آريايى اى مىباشد كه زبانشان در زمان مغولها و به زور تغيير داده شده است.
- مكتبلرده ايران خالقى دوْغوشونون فارس طايفالارين گليشى ايله باشلاديغى٫ آذرى خالقينين ايرانلى آرييالىلار ا وْلدوقلارى و ديللرينين موْغوللارين گلمه سيندن سوْنرا زوْرلا دييشديريلدييى نين اؤرگه ديلمه سى.


تغيير و يا تحريف نامهاى جغرافيايى آذرى
- آذرى جوْغرافى آدلارينين دييشديريلمه سى ويا تحريف ائديلمه سى.


عدم ثبت اسامى كودكان به زبان آذرى
- اوُشاقلارا وئريلن آذرى آدلارين رد ائديلمه سى.


٢- بخش مربوط به گروههاى قومى و دينى ايران از گزارش سال ٢٠٠٢ كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد٫ در باره وضعيت حقوق بشر در اين كشور.

٢- بيرلشميش ميللتلر٫ اينسان حاقلارى كوْميسييونون ايران داكى اينسان حاقلارى دوُرومو حاققيندا يايينلاديغى ٢٠٠٢ ايلى راپورونون دينى و ائتنيك قوُروبلارلا علاقه لى بؤلومو:


Report on the situation of human rights in the Islamic
Economic and Social Council
Distr. GENERAL
E/CN.4/2002/42 16 January 2002
Original: ENGLISH


COMMISSION ON HUMAN RIGHTS
Fifty-eighth session
Item 9 of the provisional agenda


QUESTION OF THE VIOLATION OF HUMAN RIGHTS AND FUNDAMENTAL FREEDOMS IN ANY PART OF THE WORLD


Report on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran,
prepared by the Special Representative of the Commission on
Human Rights, Mr. Maurice Danby Copithorne, pursuant to
Commission resolution 2001/17


B. Religious minorities


1. In recent reports (for example A/56/278 of 10 August 2001) the Special Representative has noted the establishment of the National Committee for the Promotion of the Rights of Religious Minorities. There are many issues this Committee needs to address, including that of diyah (see paras. 34?37) and the refusal to accept the devolution of property by inheritance to non?Muslims, where there are Muslim beneficiaries. The Special Representative awaits a report that this Committee is in fact functioning.


Sunnis


2. In earlier reports, the Special Representative has described the complaints of the Sunnis about the discrimination they face (see for example his interim report to the General Assembly A/56/278, paras. 74?75). He would recall his earlier comment that underdevelopment seems to coincide with those areas of the country in which Sunnis are in the majority.


The Special Representative has now received an allegation of Government control over Sunni theological teaching in Kurdistan through an organization called “Great Islamic Centre in the West”, located in Sanandaj. All Sunni students reportedly have to register with the Centre and the Government determines the place of teaching, the subjects, the number of students and the salaries of the teachers. Such matters should clearly be in the hands of the Sunnis themselves.


Baha’is


3. It has been possible in the past year or so to discern some hopeful signs concerning the treatment of the unrecognized minorities, especially the Baha’is. These signs have included the commutation of death sentences (see annex II), the release of prisoners and the 1999 decision of the Expediency Council declaring that “all Iranians enjoy the rights of citizenship irrespective of their belief”, followed by measures removing the requirement of declaring one’s religious affiliation when registering a marriage or the birth of a child or applying for a passport overseas. The Special Representative also welcomes the statements by Iranian representatives in international forums (the International Labour Organization, June 2000, and the Committee on the Rights of the Child, May 2000), that their Government is concerned to provide for the rights of all citizens, including those who are members of non?recognized minorities.


4. However, no further progress has come to the Special Representative’s attention. He understands that the Baha’i community continues to be subject to harassment and discrimination in the areas of, inter alia, education, employment, travel, housing and the enjoyment of cultural activities. Seven members of the Baha’i community remain in prison, apparently because of their faith, and Baha’i property continues to be subject to confiscation (see annex II).


5. In his interim report to the General Assembly (A/56/278, paras. 76?78), the Special Representative reported that, as a complex has been built over the old Baha’i cemetery in Tehran, the Iranian authorities had allotted other land for this purpose. It is now reported that the land offered is in fact wasteland, with no access to water. Further, the community has been denied permission to mark individual graves or to construct mortuary facilities.


6. Also of concern is the sentence issued by a judge of the Supreme Office of Control and Review, Hamzih Khalili, on 15 September 2001, in the context of an appeal by the Muslim owners of property rented to the Baha’is that was confiscated in 1998. According to an unofficial translation to which the Special Representative has had access, the verdict declares that the “seizure and confiscation of the properties belonging to the misguided sect of Baha’ism is legally and religiously justifiable” and states that “the cultural activities of the misguided sect of Baha’ism ? as prescribed by the order of His Excellency the Supreme Leader ? do need to be seriously opposed”. This would seem to indicate that the 1991 memorandum on “The Baha’i Question”, issued by the Supreme Revolutionary Cultural Council and approved by the Supreme Leader, is still in force and therefore that discrimination against Baha’is continues to be official practice, a situation the Special Representative deeply deplores.


7. The Special Representative wishes to reiterate his appeal to the Government of Iran to implement his outstanding recommendations (A/53/423 of 23 September 1998, para. 45), as well as those of the Special Rapporteur on religious intolerance (see E/CN.4/1996/95/Add.2 of 9 February 1996).


Christians


8. It is difficult to obtain a reliable estimate of the number of Christians in Iran. A major complication is the mixing of ethnicity with religious affiliation. Estimates of the non?ethnic Christians, that is, leaving aside the Armenians and Assyrians, vary from several thousand to as high as 15,000. The Armenians and Assyrians are recognized as official religious minorities, that is, as Christians. It is a status that assigns them, along with the Jews and the Zoroastrians, second?class citizenship.


9. However, their lot is considerably better than that of the unrecognized, that is, the non?ethnic Christians. These are those groups of Christians who are for the most part ethnic Persians. Evangelical Christians such as members of the Assemblies of God have been harshly persecuted over the years, apparently on the grounds that they have been or might be proselytizing. Some of them are said to have been convicted of apostasy. Some have been sentenced to death and a few have been executed. The Special Representative has been informed that only three small Persian?speaking churches may remain in operation and that they have had to agree not to evangelize Muslims. The printing of Christian literature is prohibited and Christian bookstores are banned. A number of Christian activists have reportedly fled the country.


10. In the Special Representative’s opinion, the situation of the Christians, particularly the non?ethnic Christians, does not seem to have improved since the 1996 report of the Special Rapporteur on religious intolerance on his visit to Iran (E/CN.4/1996/95/Add.2). The Special Representative again calls on the Government to implement the recommendations of the Special Rapporteur on religious intolerance.


Yaresan


11. In the south of the area inhabited by the Kurds, there is a little known community called variously the Yaresan or “Al Haq”. According to one scholarly writer, the Yaresan are Kurds who practise an apparent form of Zoroastrianism or Yezidism (the only uniquely Kurdish religion), but are labelled Muslems because they adopted several superficial features, including veneration of Ali, the fourth Caliph.


12. The Special Representative has received representations from members of this community concerning local discrimination, both official and social, apparently based on their religion.


13. The Special Representative has received only limited first?hand evidence of the treatment of this community. However, its existence seems to be widely accepted and its treatment to be consistent with the evidence he has received from other non?Shi’ah communities. The Special Representative urges the Government to recognize the existence of the Yaresan, to prevent discriminatory practices against them and to include their representatives in the National Religious Minorities Commission.


C. Ethnic minorities


The Azeris


14. The Azerbaijan Turkic?speaking people of Iran (the Azeris) are recognized as the largest ethnic minority and may indeed be the largest ethnic group in the country. It appears to be accepted that about 12 million of them live in the north?west and that in the country as a whole there may be as many as 30 million. It is asserted that the Azeris have lived on the Iranian plateau for thousands of years and that they predate the entry of Persian tribes to the area.


15. The complaints brought to the Special Representative concern the use of the Azeri language and that the unwelcome prospect of Azeri cultural assimilation is accelerating (see annex III). More particularly, Azeris are asking for the teaching of “proper” Azerbaijani Turkish along side Persian in schools in regions predominantly inhabited by Azeris, production in and the broadcasting of “proper” Azerbaijani Turkish on radio and television, the allocation of one television channel for Turkish language broadcasting, the creation of schools of Azerbaijan Turkish language and literature at universities throughout Iran (it is noted that while Azerbaijani Turkish is not taught at the University of Tabriz, seven other languages are taught) and the facilitation of the creation of Azerbaijani Turkish cultural centres.


16. The representations reaching the Special Representative also refer to harassment and imprisonment of Azeri cultural activists, such as Dr. Mehmud Ali Chehregani, whose circumstances were described by the Special Representative in earlier reports and whose imprisonment was the subject of urgent representations by the Special Representative to the Government. He has since been released. The Special Representative has received copies of open letters to the President signed by various groups of Azeri personalities, such as members of the Majilis and writers and poets, demanding fair treatment for Azeri culture. Their letters have taken the President to task for unimplemented campaign promises on cultural freedom; they complain of “cultural and ethnic insults and humiliation” from government media sources and they invoke article 15 and article 19 of the Constitution.


The Kurds


17. The Special Representative has in several reports discussed the status of the Kurds. He recognizes the difficulty of capturing the real situation in such matters as the treatment of minorities without access to the regions concerned. The challenge of distinguishing local incidents from broader trends may be also more formidable in this context.


18. In his interim report to the General Assembly (A/56/278, paras. 82?84), the Special Representative identified a number of indictors that conditions may be improving for the Kurds. More recent information suggests that on balance, discrimination and repression continue to exist. A number of specific allegations are set out in annex IV.


19. In the political sphere, perhaps the most dramatic event was the attempted, and in the event withdrawn, collective resignation in October 2001 of all six members of the Majilis from the province of Kurdistan. In a letter to the Interior Minister, the six said “unfortunately, Kurdistan province and the Kurds, especially Sunnis, are denied their legitimate rights, and executive officials are turning their backs to calls for justice on the political, economic, cultural and social issues they have brought out”. Late in 2000, a Kurdish member of the Majilis had publicly alleged the existence of “a campaign of repression and serial killings” against the Kurdish community.


Annex III


REPRESENTATIONS CONCERNING THE STATUS OF THE AZERIS

The following is a list of specific complaints received by the Special Representative:

Denial of cultural autonomy;

Harassment and imprisonment of cultural activists;

The banning of the use of the Azeri language in schools;

The use of Farsi?Azeri hybrid, rather than pure Azeri, on television and radio;

Teaching in schools that the birth of the Iranian people came with the arrival of the Persian tribes and that the Azeri people are Iranian Aryans, forced to change their language upon the arrival of the Mongolians;

Changing or distorting Azeri geographical names;

Refusal to register a child with an Azeri name.






This page is powered by Blogger. Isn't yours?