<$BlogRSDUrl$>

Tuesday, March 02, 2004

سركوب مطبوعات و روزنامه نگاران آذربايجان

http://insafeli.blogspot.com/


· اگر روزنامه توپخانه (كيهان) در تهران ، نقش زمينه سازی برای عمليات فيزيكی را به عهده دارد ، در شمال غرب كشور هم اين نقش ، به عهده «ميثاق» سپاه پاسداران (وابسته و نزديك به سپاه پاسداران) است. ميثاق دو برنامه عمده را دنبال میكند: تخريب علايق سياسی - مذهبی ، تاريخی ، قومی ، زبانی و نژادی ميان ايران و جمهوری آذربايجان در اولويت هدفهای ميثاق ، قرار دارد. در مرحله دوم ، ميثاق تلاش میكند تا نشريات ، نويسندگان و روز نامه نگاران را متهم كرده و از گردونه نوشتن خارج كند. اگر هم به اين هدف ، نايل نيامد ، زمينه عمليات نيروهای خشن و بازوی مسلح گروههای خشونت را فراهم سازد.


يكی از بر چسبهای آماده اين نشريه عليه نشريات و نويسندگان: «پان تركيسم» ، طرفداران «تجزيه ايران» ، «وابستگی به بيگانگان» (آذربايجان و تركيه) ، و... است. همين زمينه سازیها بود كه هفته نامه شمس تبريز را به توقيف كشاند. روزنامهنگار تازه كار 64- 65 ساله را به دام شكنجهگران انداخت تا با برق شهری ، شكنجهاش كنند. نويسندگان و روزنامهنگاران را مجبور كرد تا جلای وطن شوند يا مهر خاموشی بر لب زنند.



انصافعلی هدايت
Hedayat222@yahoo.com
پنجشنبه ۲٧ شهريور ۱۳۸۲


وضع سياسی ، اجتماعی و امنيتی ايران ، فشارها را چنان زياد و غير قابل تحمل كرده است كه يكی از خبرنگاران باسابقه تبريز ، با نوشتن آخرين مقاله خود ، از مطبوعات خداحافظی كرد. آقای بيژن آقابيگی در مقاله خود ، فضای كنونی آذربايجان شرقی و شهر تبريز را چنان بسته توصيف میكند كه برای او ، راه ديگری جز خداحافظی از مطبوعات ، نمانده است. او روزنامه نگاری را با سرپرستی روزنامه سلام در آذربايجان شرقی آغاز كرد و در اين راه سختیهای فراوانی را ديد. آقابيگی در اين مورد میگويد: «گاه ناچار میشدم تا خانه و كاشانه را بدون اطلاع خانواده ترك كنم و چند روزی را در خفا به سر برم تا آبها از آسياب بيافتند و موجی كه فلان خبر ايجاد كرده بود ، فروكش كند.»


او در بيان علت كناره گيریاش از روزنامهنگاری ، میگويد: وقتی روزنامه سلام به خاطر چاپ مقالهای توقيف میشود. وقتی عاشقان قدرت با توسل به قانون اقدامات تامينی ، به مقابله با روزنامه نگاران میپردازند. آن گاه كه خود كامگان و سركشان قدرت ، واقعه 18 و 20 تير سال 1378 را در دانشگاههای تهران و تبريز پديد میآورند و هيچ كدام محاكمه نمیشوند. وقتی روزنامهنگار ، سياستمدار و مشاور رئيس جمهور ؛ سعيد حجاريان را هدف گلوله قرار میدهند ولی عاملان آن محاكمه نمیشوند. زمانی كه اكبر گنجی و عمادالدين باقی به دليل افشای گوشهای از تاريك خانهها ، محكوم به تحمل سلول انفرادی میشوند. آن حين كه فرزندان رهبران كشور (آقازادهها) كه ميلياردها تومان ثروت ملت را غارت كردهاند ، از محاكمه مصون میمانند. آنگاه كه حريم روزنامهنگاری با حمله به انصافعلی هدايت و ضرب و شتم او توسط لباس شخصیها و حبس او در زندان انفرادی ، شكسته میشود و... انگار نه انگار كه اتفاقی افتاده است. بايد قلمها بشكند و دردهای ملت را بيان نكند.


چند روز قبل از اقدام اين خبرنگار جوان ، تعدادی از خبرنگاران به منزل مدير هفتهنامه «آسان» آقای راقیفر رفتيم و پس از ديدن محل شكنجه ساق پای او ، از آن عكس برداری كرديم و عمق فاجعه شكنجه پيرمرد 65- 64 ساله را بچشم ديديم. او را به مقامهای قضايی و سياسی شهر و استان معرفی كرديم تا شاهد ماجرا باشند و دستور شناسايی و دستگيری شكنجهگران را بدهند. اما همه چيز ، به طور صوری گذشت. شايد آقای راقیفر ، دوباره تهديد شده بود كه مدتی از او هيچ خبری در دست نبود و نمیدانستيم در كجا پنهان شده است. اين شكنجه در حالی با برق شهری به او وارد شده بود كه نشريه او هنوز چهار ماهه نشده بود و بيش از 12 شماره از آن را منتشر نكرده بود.


حدود دو ماه قبل از اين حوادث ؛ در 26 خرداد امسال ، 18 - 17 تن از لباس شخصیهای اداره اطلاعات نيروی انتظامی (پليس) تبريز ، به جمع خبرنگاران حاضر در مقابل دانشگاه تبريز حمله كردند. در اين روز ، دانشجويان دانشگاه تبريز ، دست به اعتراض زده بودند و تعدادی از خبرنگاران برای تهيه خبر در مقابل دانشگاه ، اجتماع كرده بودند. در حمله ماموران پليس (به فرماندهی معاون اطلاعات پليس و اداره اماكن پليس) چند تن از خبرنگاران مزه تلخ مشت و لگد آنها را چشيدند اما اين انصافعلی هدايت بود كه كيسه بكس آن 18-17 نفر شد و بيش از 300 ضربه مشت و لگد را تحمل كرد. پليس او را سه روز در انفرادی نگه داشت و او را از آشاميدن و خوردن آب و غذا محروم كرد. در شرايط بسيار بدی از او بازجويی كردند. نه تنها پليس بلكه قاضی دادگاه انقلاب هم او را به پزشكی قانونی اعزام نكرد. اين روند (حبس در انفرادی و عدم دسترسی به پزشك و ...) 28 روز بعد هم ادامه يافت.


جالب اين است كه فرمانده نيروی انتظامی آذربايجان شرقی كه خود شاهد وضعيت جسمی هدايت بود ، تاكنون در چند جلسه خبری ، اعلام كرده: هدايت دروغ میگويد. تيمسار عينی باهر ، افزوده است: از وقتی كه او (هدايت) تحويل پليس شده است ، كسی او را نزده است. در هر حال ، تيمسار عينی باهر نه تنها دستور رسيدگی به نامه هدايت خطاب به رئيس جمهور خاتمی را نداده است بلكه در حمايت از قانون شكنان زير فرمان خود ، به اداره حقوقی پليس دستور داده تا عليه آن روزنامهنگار به دادگاه شكايت بكند و هدايت را به جرم افشای رفتار پليس با خودش ، محاكمه و مجازات كنند. چرا كه گويا هدايت با آن كتكها ، آگاه و تنبيه! نشده است و نياز به تنبيه (!) بيشتر دارد!


همزمان با دستگيری هدايت ، دو تن ديگر از خبرنگاران تبريزی هم دستگير شده بودند. آقايان حاتمی و الطافی كه به ترتيب ، خبرنگار روزنامههای محلی و خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) بودند. اين دو خبر نگار جوان ، حدود 48 ساعت در بازداشت ماندند و سپس آزاد شدند ولی هنوز ، پليس همه وسايل ، كارتهای شناسايی و... آن سه نفر را به آنان تحويل نداده است.


اكنون ، پليس و فرماندهی آن در تبريز ، ادعا میكنند كه نمیتوانند خبرنگاران را بشناسند (!) در نتيجه ، برای اين كه آنان را بشناسند ، نوعی كارت شناسايی قرمز ، ويژه خبرنگاران از طرف پليس طراحی و به خبرنگاران داده خواهد شد. گفتنی است كه پليس تبريز در كمتر از يك سال گذشته ، برای شناسايی و كنترل قاچاقچيان مواد مخدر ، معتادان و دزدان و... چنين طرحی را اجرا میكرد كه موفقيت چندانی را نصيب پليس نكرد. پليس تبريز ، با بی توجهی به كارت شناسايی و فريادهای خبرنگاران كه «خبرنگارم» ، آنان را به وحشيانهترين شكل ، زده است ، چگونه میخواهد به كارت خود ، توجه كند؟ مگر اين كه پليس از اين كارتها برای شناسايی و دستگيری هر چه سريعتر خبرنگاران استفاده كند !


در دهه دوم تير ماه بود كه پليس آذربايجان شرقی ، بارها به پيمان پاكمهر حمله كرده و او را مورد ضرب و شتم شديد ، قرار داد. اين خبرنگار جوان ، برای تهيه خبر از اجتماع مردم آذربايجان در قلعه بابك ، به قلههای اطراف كليبر و قلعه بابك سفر كرده بود. پليسهای لباس شخصی او را نيز مشت و مال كرده بودند و پس از بيهوش كردنش ، او را به بيمارستان كليبر منتقل كرده بودند. چند روز بعد نيز او را در تبريز ربوده بودند و پس از بازجويی و ضرب و شتم ، در يكی از خيابانها ، با صورت ، از اتومبيلی به خيابان پرت كرده و رفتهاند.


شبيه اين حركتها در ديگر شهرهای منطقه آذربايجان ايران هم ديده شده و میشود. در اروميه ، اردبيل و زنجان هم ؛ مواردی از تعدی به حقوق خبرنگاران و نويسندگان ، گزارش شده است. اما در كنار حمله فيزيكی به روزنامه نگاران ، حملههای روانی سازمان يافته «اداری» و تشكيلاتی ، اهميت دو چندانی دارند. حملههای روانی و ناامنی شغلی روزنامه نگاران با استقرار جمهوری اسلامی و كميتههای پاكسازی ادارات ، آغاز شده است. اگرچه اغلب اين حملههای استرس زا در تهران انجام میگيرد اما شدت و تعداد دفعات حملههای روانی در شهرستانها ، كمتر از تهران نيست اما چون تهران در انظار عمومی جهانيان قرار دارد و اغلب مطبوعات كشور هم در تهران تمركز يافتهاند ، صدای روزنامهنگاران تهران زودتر بر میخيزد و به گوش همه ، میرسد اما صدای روزنامه نگاران شهرستانی ، هيچ گوش شنوايی را نمیيابد يا كمتر میيابد.


همزمان با حمله به مطبوعات و توقيف آنها در تهران ، چنان حملههايی در شهرستانها هم انجام میگرفت و میگيرد. بايد يادآوری كرد كه حمله به مطبوعات شهرستانی در برخی از استانها از اوايل انقلاب ، شروع شده و ادامه دارد. چرا كه مسئولان بلند پايه سياسی - امنيتی و حتی مذهبی كشور ، مردم بعضی از نواحی كشور را «شهروند درجه دو» حساب میكنند. بلكه پا را از آن فراتر گذاشته ، آنها را به «تجزيه طلبی» ، «خيانت» ، «جاسوسی» و... متهم میكنند. در نتيجه ، نويسندگان و روزنامهنگاران اين مناطق از ترس توجه اتهامها به خودشان ، به خود سانسوری عميقی دست میزنند و از نوشتن مقالهها ، گزارشها و نظرات خود ، پرهيز میكنند. برخی از روزنامهها و روزنامه نگاران شهرستانی ، حتی از چاپ و انتشار بعضی از اخبار منطقهای و محلی هم دوری میكنند تا به «پان... يسم» متهم نشوند.


از جمله اين مناطق جغرافيايی و مذهبی كه فشارهای مضاعفی را نسبت به تهران و روزنامه نگاران مركز ، تحمل میكنند ، آذربايجانیهای ايران ، كردهای ايران ، عربهای ايران ، بلوچهای ايران ، تركمنهای ايران و... را میتوان نام برد. شدت فشارهای روانی در اين مناطق را میتوان از شدت «مهاجرت روزنامهنگاران و نويسندگان اين مناطق به تهران» ، «كمی تعداد روزنامهنگاران با تحصيلات عالی و متخصص در اين نواحی» و «چاپ و انتشار مطالب پيش پا افتاده و بسيار سطحی» سنجيد. با اين وجود ، درصد احضار به دادگاهها ، محاكمه روزنامه نگاران و توقيف مطبوعات در اين مناطق ، دست كمی از تهران ندارد.


در اين راستا ، هفته نامه «شمس تبريز» آخرين نشريه آذربايجان است كه به علت چاپ مقالاتی ، توقيف شده و قاضی ، مدير مسئول آن را مجرم شناخت. بعدها ، يكی از نويسندگان آن ، پس از مسافرت به جمهوری آذربايجان و بازگشت از آن كشور ، به دادگاه احضار شد. علی سليمانی ؛ يكی از نويسندگان «شمس تبريز» بود كه مدتها ، بدون محاكمه در زندان و بازداشتگاههای اردبيل ، ماند. يكی از اتهامات سليمانی ؛ تشويش اذهان عمومی از طريق نشر عقايد خود در آن هفته نامه ، است كه در دادگاه انقلاب به آن رسيدگی میشود و هنوز با گذشت حدود 9 ماه از دستگيری وی ، دادگاه ، حكمی را صادر نكرده است.


هفته نامه «احرار» هم سه ماه ، طعم تلخ حكم دادگاه را چشيد و توقيف شد. سردبير و مدير مسئول اين هفته نامه ، محاكمه و هر دو محكوم شدند. مدير مسئول اين هفته نامه ، در اولين جلسه احضارش به دادگاه ، نويسنده مقالههای مورد شكايت پليس ، بسيج و سردار نقدی را به دادگاه معرفی كرد و خواستار مجازات نويسنده شد. در طول محاكمات هم ، هيچ مسئوليتی را به عهده نگرفت. با اين وجود ، هم او و هم انصافعلی هدايت ؛ سردبير و نويسنده آن مقالهها ، در دادگاه ، محكوم شدند.


مديران مسئول ، سردبيران و روزنامهنگاران «نويد آذربايجان» و «صدای اروميه» در اروميه بارها و بارها به دادگاه احضار و محاكمه شدهاند. بعضی از روزنامه نگاران آن دو هفته نامه ، به شلاق ، محكوم شدهاند. اين هفتهنامهها ، ركورد حضور در دادگاه را (در شمال غرب ايران) شكسته و از آن خود كردهاند.


پيش قراول نشريات توقيف شده شمال غرب كشور ، «اميد زنجان» بود. اين هفته نامه ، يكی از نشريات زنده منطقه آذربايجان ايران بود كه پس از محاكمه ، توقيف شد. گرچه اميد زنجان از توقيف يك ساله خود در آمده ، اما هنوز جان و قوت نگرفته است. دو تن از روزنامه نگاران آماتور اميد زنجان ، در پی حوادث وحشيانه ، خونين و ننگين 20 تير دانشگاه تبريز ، دستگير شدند. علی مهری و علی بيكس پس از مدتها بازداشت در سلولهای انفرادی ، به زندانهای طولانی محكوم شدند. علی بيكس ، پس از مدتی ، مورد عفو رهبری قرار گرفت و آزاد شد ولی علی مهری كه به حكم دادگاه اعتراض كرده بود ، شامل عفو نشد و بيش از يك سال را در زندان تبريز سپری كرد. اين دو روزنامه نگار ، پس از آزادی از زندان ، مدتها بيكار ماندند و از روی ناچاری به تهران مهاجرت كردند. در تهران با روزنامه «گلستان ايران» به همكاری پرداختند اما آن روزنامه هم به تير توقيف ، گرفتار آمد.


از نشريههای استان اردبيل كه بارها به دادگاه فراخوانده شده و محاكمه شده است ، «آوای اردبيل» است. سردبير و مدير مسئول آن ، به دفعات محاكمه شدهاند. اتهام آن دو نيز مانند ديگر مطبوعات اين منطقه ، «تشويش اذهان عمومی» ، «چاپ و انتشار مطالب تجزيه طلبانه» ، «ترويج پان تركيسم» و... بود. نشريه «فضيلت» اردبيل هم به تير توقيف گرفتار آمده است.


در كنار حمله فيزيكی و روانی به روزنامه نگاران و مطبوعات از طرف قدرتمندان و سلاح به دستان حكومت ، توپخانههای مطبوعاتی آنها ، روزنامهها و روزنامهنگاران مخالف خود را به توپ حملههای تبليغاتی خود میبستند و میبندند. اگر روزنامه توپخانه (كيهان) در تهران ، نقش زمينه سازی برای عمليات فيزيكی را به عهده دارد ، در شمال غرب كشور هم اين نقش ، به عهده «ميثاق» سپاه پاسداران (وابسته و نزديك به سپاه پاسداران) است. ميثاق دو برنامه عمده را دنبال میكند: تخريب علايق سياسی - مذهبی ، تاريخی ، قومی ، زبانی و نژادی ميان ايران و جمهوری آذربايجان در اولويت هدفهای ميثاق ، قرار دارد. در مرحله دوم ، ميثاق تلاش میكند تا نشريات ، نويسندگان و روز نامه نگاران را متهم كرده و از گردونه نوشتن خارج كند. اگر هم به اين هدف ، نايل نيامد ، زمينه عمليات نيروهای خشن و بازوی مسلح گروههای خشونت را فراهم سازد.


يكی از بر چسبهای آماده اين نشريه عليه نشريات و نويسندگان: «پان تركيسم» ، طرفداران «تجزيه ايران» ، «وابستگی به بيگانگان» (آذربايجان و تركيه) ، و... است. همين زمينه سازیها بود كه هفته نامه شمس تبريز را به توقيف كشاند. روزنامهنگار تازه كار 64- 65 ساله را به دام شكنجهگران انداخت تا با برق شهری ، شكنجهاش كنند. نويسندگان و روزنامهنگاران را مجبور كرد تا جلای وطن شوند يا مهر خاموشی بر لب زنند.


با توجه به مجموعه عواملی كه در روزنامهنگاری آذربايجان ايران تاثير میگذارد ، فضای روزنامهنگاری اين منطقه ، بسيار ناامن و شكننده است. تعدادی از روزنامهنگاران شمال غرب كشور برای غلبه بر اين ناامنیها و تامين حداقل امنيت جانی و روانی خود ، در حال طراحی و اخذ مجوز تحصن و اعتصاب نا محدود روزنامهنگاران اين منطقه هستند. تا شايد بتوانند جو استبداد پليسی و خفقان حاكم بر اين منطقه را اندكی ، ملايمتر كنند.




اينسان حاقلارى ائوره نسل بيلديرگه سى
چئويره ن: على بيگلو-2003


١٠ دئسامبر ١٩٤٨تاريخينده بيرلشميش ميللتلر تشكيلاتينين عومومى مجمعينده تصويب اولونان اينسان حاقلارى ائوره نسل بيلديرگه سى٫ بير گيريش و اوتوز مادده دن اولوشور. او گوندن برى بيلديرگه نين تصويب اولوندوغو ١٠ دئسامبر٫ بوتون دونيادا "اينسان حاقلارى گونو" آدىيلا قوتلانير. مجمع تشكيلاتا عوضو اولان بوتون دؤولتلردن بو تاريخى آندلاشمانين٫ اؤلكه لر و يوردلارين سياسى دوروموندان آسيلى اولمادان٫ " گؤزلر اؤنونه سريلمه سى٫ هر يئرده آچيقلانماسى٫ ياييلماسى٫ يوروملانماسى٫ باشليجا اوخوللار و باشقا اؤيره نيم قوروملاريندا اوخودولماسىنى" ايسته ميشدير.



اينسان حاقلارى عومومى بياننامه سى

اؤن سؤز


اينسانليق عاييله سينين بوتون عوضولرينده بولونان (وار اولان) حئيثييتين و اينسانلارين دنك (برابر) و آيريلماز حاقلارينين تانينماسينين٫ اركينلييين (آزادليغين)٫ عدالتين و دونيا باريشينين (دينجلييينين) بينؤوره سى اولماسينى گؤز اؤنونده توتاراق;


اينسان حاقلارينين تانينماماسى٫ كيچيمسه نمه سى (خور گؤرولمه سي) و نيفرتين٫ اينسانليق اوياتينى (ويجدانينى) باش قالديرىيا (عوصيانا) ايته له ين (سئوق ائدن)٫ دهشت وئريجى ييرتيجيليقلارا ندن (سبب) اولماسينى گؤز اؤنونده توتاراق;


اينسانلارين قورخو و يوخسوللوقدان قورتولموش٫ ايچينده سؤز و اينانما آزادليقلارينا (اركينليك لرينه) يييه (صاحيب) اولاجاقلارى بير دونيانين قورولماسينى اؤزلرينين ان يوكسك آماجلارى اولاراق بيان ائتميش بولونمالارينى گؤز اؤنونده توتاراق;


اينسانين ظولم و باسقىيا قارشى سون چيخار يولو (چاره) اولاراق قيياما قالخماغا مجبور قالماماسى اوچون٫ اينسان حاقلارينين بير حوقوق دوزه نى (رئژيمى) و ياسا حاكيمييتى ايله قورونماسينين كؤكلو (اساسلى) بير گره كسينيم (ضرورت) اولدوغونو گؤز اؤنونده توتاراق;


اولوسلارآراسيندا دوستجا ايليشگىلرين (علاقه لرين) گليشديريلمه سينى تشويق ائتمه نين كؤكلو (اساسلى) بير گره كسينيم (ضرورت) اولدوغونو گؤز اؤنونده توتاراق;


بيرلشميش ميللتلر خالقلارينين٫ آندلاشمادا٫ اينسان آناحاقلارينا٫ اينسان شخصييتينين حئيثييت و ده يرينه٫ كيشى و قادينلارين حوقوق دنك لييينه (برابرلييينه) اولان ايناملارينى بير يول داها بيلديرميش اولمالارينى گؤز اؤنونده توتاراق;


و ايجتيماعى ايره لىله مه نى قولايلاشديرماغا٫ داها گئنيشراق بير آزادليق (اركينليك) ايچريسينده داها ياخچىراق ياشام (حيات) قوشوللارى (شرطلرى) قورماغا قرار قيلديقلارينى بيلديرميش بولونمالارينى گؤز اؤنونده توتاراق;


عوضو دؤولتلرين بيرلشميش ميللتلر تشكيلاتى ايله ايشبيرلييى (امكداشليق) ائده رك٫ اينسان حاقلارينا و آنا اركينليكلرينه (آزادليقلارينا) بوتون دونيادا گئرچكدن سايقى گؤرسه ديلمه سي و اونلارا عمل اولونماسينا يارديم ائتمه يى اؤز اوزه رلرينه گؤتورموش اولمالارينى (اوستله نديكلرينى) گؤز اؤنونده توتاراق;


بو حاقلار و اركينليكلرين (آزادليقلارين) نئجه لييينين (كاراكتئرينين) هامىجا بنزر و دولوق (تام) بير بيچيمده (شكيلده) باشا دوشولمه سينين يوخاريداكى عؤهده ليكلرين هر يؤنلو (طرفلى) يئرينه گتيريلمه سى اوچون سون درجه اؤنم (اهمييت) قازانديغينى گؤز اؤنونده توتاراق:


بيرلشميش ميللتلر باش آسئمبليياسى


اينسانليق توپلولوغون بوتون بيرئىلرى (فردلرى) ايله قوروملارينين بو بيلديرگه نى (بياننامه نى) داييمن بير قيلاووز كيمى گؤز اؤنونده توتاراق اؤيره تيم و بيليم يولويلا آنيلان (ذيكر ائديلن) بو حاقلار و اركينليكلره سايقى گليشديرمه يه;


گئتديكجه آرتان ميللى و اولوسلارآراسى اؤنلملرله (تدبيرلرله) گره ك دوغرودان تشكيلاتا عوضو اولان دؤولتلرين اهاليسى٫ گره كسه بو دؤولتلرين ايداره سى آلتينداكى اؤلكه لرين جيغيرلارى (حودودلارى) ايچينده ياشايان اهاليسى آراسيندا٫ بو حاقلارين دونياجا فئعلن و ائتگيلى بير بيچيمده تانينماسينى و اويقولانماسينى ساغلامايا چاليشمالارى آماجىيلا;


بوتون خالقلار و بوتون دؤولتلر اوچون اولاشيلاجاق٫ يئرينه يئتيرمه يه جان آتمالى اولدوقلارى اورتاق ايدئال اولاراق٫ ايشبو اينسان حاقلارى ائوره نسل بيلديرگه سينى ائعلان ائده ر:


مادده بير:
بوتون اينسانلار حئيثييت و حاقلار باخيميندان دنك (برابر) و اركين (آزاد) دوغولارلار٫ اوس (عقل) و اويات (ويجدان) ييه سىديرلر و بير بيرلرينه قارشى قارداشليق روحو ايله داورانماليديرلار.


مادده ايكى:
هامى عيرق٫ دري بوياغى٫ جينسييت٫ ديل٫ دين٫ سيياسى و يا هر هانسى باشقا بير اينانج٫ ميللى باغليليق و يا ايجتيماعى كؤك چيخيشيندان (منشاءيندن)٫ بايليق (ثروت)٫ سوسييال قونوم (موقئعييت)٫ دوغوش و يا اوخشار هر هانسى بير باشقاليق- اؤزگه ليكدن (غئيرييتدن) آسيلى اولماياراق٫ ايشبو بياننامه ده بيلديريلن بوتون حاقلار و بوتون اركينليكلرين (آزادليقلارين) هاميسيندان يارارلانابيلر.


بوندان باشقا- شخصين باغلى بولوندوغو و اويروغو اولدوغو اؤلكه و يا يورد - باغيمسيز يورد (مملكت) اولسون٫ وصايت آلتيندا بولونسون٫ اؤزباشينا دولانديريلمايان (غئير-ى موختار) و يا باشقا هر هانسى شكيلده حؤكمرانليق قيسيتلاماسينا (محدودلاشديريلماسينا) تابئع اؤلكه اولسون- بير شخص حاققيندا٫ اويروغو بولوندوغو يورد (مملكت) و يا اؤلكه نين سياسى٫ حوقوقى و يا اولوسلارآراسى دورومو (ايستاتوسو) باخيميندان هئچ بير آيريمچىليق (تبعيض) گؤزه تيلمه يه جك.


ماده اوچ:
ياشاماق٫ اركينليك (آزادليق) و شخصى توخونولمازليق هر بيرئىين (فردين) حاققىدير.


مادده دؤرد:
هئچ كيم كؤله ليك و يا قوللوق آلتيندا ساخلانيلابيلمز٫ كؤله چىليك و قول آليش وئريشى (تيجارتى) هر دورلو گؤرونوشو (شكلى) ايله ياساقدير و بوتون بيچيملرده (فورملاردا) قاداغان ائديلير.


مادده بئش:
هئچ كيم ايشكنجه يه٫ آجيماسيز (رحمسيز)٫ اينسانليق ديشى (غئير-ى اينسانى)٫ شخصييتينى آلچالدان جزالار و يا داورانيشلارا معروض قالماماليدير.


ماده آلتى:
هر بير اينسان هاردا٫ هانسى يئرده اولماسيندان آسيلى اولماياراق٫ اؤز شخصى حوقوقونون تانينماسي حاققينا يييه دير (صاحيبدير).


مادده يئتدى:
بوتون اينسانلار ياسالار قاباغيندا دنكديرلر و آيريم (فرق) اولمادان٫ قانونون ائشيت (مساوى) قورونماسيندان يارارلانما (فايدالانما) حاققينا يييه ديرلر. بوتون اينسانلارين ايشبو بيلديرگه يه (بياننامه يه) ترس اولان هر چئشيد (نوع) آيرى سئچگىلييه و بئله بير آييرد ائديجى داورانيشلار اوچون ياپيلاجاق هر جور قيشقيرتما و چابايا (جهده) قارشى ائشيت قورونما حاققى واردير.


مادده سككيز:
هر بير شخصين بيله سينه آناياسا و يا باشقا ياسالار طرفيندن تانينان آناحاقلارا ترس دوشن (حاقلاريني پوزان) داورانيشلارا قارشى٫ عملى سونوج (نتيجه) وئره جك بيچيمده٫ يئتگيلى (صلاحييتلى) ميللى محكمه لرده٫ اؤز حاقلارينى ديككه لديرمك (برپا ائتمك) اوچون باش وورما (موراجيعت ائتمه) حاققى واردير.


مادده دوققوز:
هئچ كيمسه كئيفى اولاراق و اؤزباشيناليقلا توتوقلانانماز٫ توتساق ائديليب ساخلانيلانماز و يا قووولوب سورگونه گؤنده ريله بيلمز.


مادده اون:
هر بير اينسان اؤزونون حاقلارينين و بورجلارينين و يا بيله سينه قارشى ايره لى سورولموش جزايى نئجه ليكده (ماهييتده) اولان هر هانسى بير سوچلامانين (ايتتيهامين) دوغرولوغونون ايثبات ائديلمه سينده٫ داعواسينين باغيمسيز (موستقيل) و يانسيز (طرفسيز) بير محكمه طرفيندن٫ عدالتين بوتون گره كلرى گؤزله نيلميش بير بيچيمده (شكيلده)٫ دولوق (تام) بير دنكليك و آچيق اولاراق گؤرولمه سى حاققينا يييه دير.


مادده اون بير:
1- سوچ ايشله مكدن سانيق (مظنون) بولونان هر بير شخص٫ ساوونماسى (مودافيعه سى) اوچون اؤزونه گره كلى (لازيم اولان) بوتون ايمكانلارين ساغلانميش بولوندوغو (ياراديليب وئريلميش)٫ آچيق بير يارقيلامادا (موحاكيمه ده)٫ ياسالارا داياناراق سوچلو اولدوغو ايثبات اولانا ده ك٫ سوچسوز (معصوم) ساييلير.
2- هئچ كيم تؤره ديلديكلرى سيرادا (دؤورده) ميللى ياسالار و يا اولوسلارآراسى حوقوقا گؤره سوچ ساييلمايان ائيله ملردن (فئعللردن) و يا يانيلقىلاردان (ائهماللاردان) اؤتورو محكوم ائديله بيلمز. بونون كيمى٫ هئچ كيمه سوچون ايشله ندييى سيرادا اويقولانابيله جك اولان جزادان داها آغيرراق بير جزا وئريله نمز.


ماده اون ايكى:
هئچ كيمسه اؤزه ل و عاييله ياشامى (حياتى)٫ قونوتونون (مسكنىنين) توخونولمازليغى و يا يازيشماسىنين گيزلينلييى خوصوصلاريندا اؤزباشيناليقلا قاريشمالارا (موداخيله لره)٫ اولولوق (شرف) و اونونه (شؤهرتينه) قارشى تجاووزلارا معروض بيراخيلانماز٫ بونلارا قصد ائديله نمز. هر بير اينسانين بئله نچى كئيفى قاريشمالار و تجاووزلارا قارشى٫ ياسالار يولو ايله قورونما حاققى واردير.


مادده اون اوچ:
1- هر بير اينسان هر هانسى بير دؤولتين جيغيرلارى (حودودلارى) ايچه ريسينده اركينجه (آزادجا)٫ بير يئردن باشقا بير يئره گئتمه٫ دولانما و ياشاماق آماجىيلا يئرله شمه يئرى سئچمه حاققينا يييه دير.
2- هر بير اينسان٫ اؤز اؤلكه سى ده داخيل اولماق اوزره٫ ايسته دييى هر هانسى بير اؤلكه دن چيخيب گئتمه (ترك ائتمه) و اؤز اؤلكه سينه قاييديب گلمه حاققينا يييه دير.


مادده اون دؤرد:
1- هر بير شخص ظولم قارشيسيندا قاچيب باشقا اؤلكه لردن سيغيناجاق آختارماق٫ سيغينماچى (مولتجى) اولاراق قبول ائديلمه ايسته يينده (طللبينده) بولونماق و بو اؤلكه لر طرفيندن سيغينماچى موعاميله سى گؤرمك حاققينا يييه دير.
2- بو حاق٫ گئرچكدن سيياستله ايلگيلى (علاقه لى) اولمايان عادى (جينايى) بير سوچا و يا بيرلشميش ميللتلر پيرينسيپ و آماجلارينا ترس گلن فعالييتلر سونوجونداكى (نتيجه سينده كى) ياپيلان قوووشدورمالار (تعقيبات) دوروموندا٫ ايره لى سوروله نمز.


مادده اون بئش:
1- هر بير اينسانين اويروقلوق (تابيعييت) حاققى واردير.
2- هئچ كيمسه اؤزباشيناجا اويروقلوغوندان و اويروقلوغونو ده ييشديرمك حاققيندان يوخسون بيراخيلانماز (محروم ائديله بيلمز).


مادده اون آلتى:
1- ائوليليك چاغينا (يئتكينليك ياشينا) چاتان هر كيشى و قادينين٫ سوىكؤك (عيرق)٫ اويروق (تابيعييت) و يا دين باخيميندان هئچ بير قيسيتلامايا (محدودييته) تابئع اولماق سيزين٫ ائوله نمك و عاييله قورماق حاققي واردير. هر كيشى و قادين ائوله نمك قونوسوندا (مووضوعسوندا) ائوليلييه باشلاركن٫ ائوليليك بويونجا و ائوليلييين سونا چاتماسي (پوزولماسي) زامانى٫ دنك (برابر) حاقلارا يييه دير.
2- ائوله نمه عقدى (نيكاح) يالنيز گله جك ائشلرين (ائوله نن هر ايكى طرفين) اركين (آزاد) و دولوق (تام) اولورو (ريضاسى) ايله قيييلابيلر.
3- عاييله٫ جمعييتين دوغال (طبيعى) و باشليجا عونصورو اولوب٫ جمعييت و دؤولت طرفيندن قورونماق حاققينا ييه دير.


مادده اون يئددى:
1- هر بير شخص تك باشينا و يا باشقالارى ايله بيرگه٫ مال و مولك صاحيبى اولماق حاققينا يييه دير.
2- هئچ كيمسه كئيفى اولاراق (اؤزباشيناليقلا) مال و مولكوندن يوخسون (محروم) قيلينابيلمز.


مادده اون سككيز:
هر بير شخصين٫ دوشونجه٫ اويات (ويجدان) و دين اركينلييى (آزادليغى) حاققى واردير. بو حاق٫ اؤز دينى و يا اينانجينى ده ييشديرمك آزادليغى (اركينلييينى)٫ دينينى و يا اينانجينى تكليكده يا دا باشقلارى ايله بيرليكده توپلوجا٫ آچيق و يا اؤزه ل (خوصوصى) صورتده٫ اؤيره نمك٫ ياشاما گئچيرتمك (تطبيقات)٫ عيبادت ائتمك (قوللوق ائتمك) و يا دينى دبلر و باشقا اوخشار تؤره نلرله (مراسيملرله) ادا ائتمك٫ يئرينه يئتيرمك آزادليغينى (اركينلييينى) ايچه رير.


مادده اون دوققوز:
هر بير اينسانين دوشونجه و بو دوشونجه لرينى آچيقلاماق اركينلييي (آزادليغى) واردير. بو حاق٫ دوشونجه لريندن اؤتورو راحاتسيز ائديلمه مك٫ دؤولت جيغيرلاريندان (آراچكلريندن) باغلى اولمادان٫ بيلگى (معلومات) و دوشونجه لرى ايسته نيلن هر هانسى آراج (واسيطه) ايله آختارماق٫ اونلارى الده ائتمك و يا يايماق حاققينى ايچه رير.


ماده ييرمى
1- هر شخص دينج توپلانما (ييغيشما)٫ ييغيناجاقلار دوزه لتمه٫ درنك قورما و درنه يه قوشولما اركينلييينه (آزادليغينا) يييه دير.
2- هئچ كيمسه هر هانسى بير درنه يه گيرمه يه مجبور ائديله نمز.


مادده ييرمى بير:
1- هر شخص٫ دوغرودان دوغرويا و يا اركينليك (آزادليق) ايله سئچيلميش وكيللر آراجيليغى (واسيطه سى) ايله٫ اؤز اؤلكه سينين دؤولت ايشلرينى دولانديرماغا قاتيلماق حاققينا يييه دير.
2- هر شخص اؤز اؤلكه سينين دؤولت خيدمتينه گيرمك و قوللوق ائتمك اوچون دنك (ائشيت) حاقلارا يييه دير.
3- خالقين ايسته نجى (ايراده سى) حؤكومت اركينين (ايقتيدارينين) قايناغينى اولوشدورماليدير. بو ايسته نج (ايراده)٫ گيزلين شكيلده و يا اركينلييي (آزادليغى) ساغلاياجاق اونا دنك (موعاديل) اولان باشقا بير اوصول ايله گئچيريله جك٫ ائشيت (دنك) سس وئرمه يولويلا ياپيلاجاق دوغرو و دوزگون٫ عومومى و داواملى سئچيملرله اوزه چيخماليدير.


مادده ييرمى ايكى:
هر بير شخصين٫ جمعييتين بير عوضوو كيمى٫ سوسييال گووه نلييه (تامينات) حاققى واردير. هر بير اينسانين حئيثييتى و شخصييتينين اركينجه (آزادجا) گليشمه سى اوچون گره كلى (ضرورى) ايقتيصادى٫ ايجتيماعى و مدنى حاقلارين ميللى چابا (سعى) و اولوسلارآراسى ايشبيرلييى (امكداشليغي) يولو ايله و هر بير دؤولتين قورولوش ياپىسى و قايناقلارىيلا موتناسيب اولاراق گئرچكله شديريلمه سينه حاققى واردير.


مادده ييرمى اوچ:
1- هر بير شخصين ايشله مه يه٫ ايش و ايش يئرينى اؤز ايسته يى ايله٫ آزادجا (اركينجه) سئچمه يه٫ عدالتلى و الوئريشلى (موناسيب) ايش قوشوللارينا (شرطلرينه) و ايشسيزليكدن قورونمايا حاققى واردير.
2- ايشله ين هر بير شخصين٫ هئچ بير آيريمچىليق گؤزه تيلمك سيزين٫ ائشيت (دنك) ايش قارشيليغيندا٫ ائشيت (دنك) اؤده نه ك (اوجرت) آلماغا حاققى واردير.
3- ايشله ين هر كيمسه امه يينين٫ اؤزونه و عاييله سينه اينسانليق حئيثييتينه اويقون بير ياشاييش و دولانيشيق ساغلايابيلن و گره ك اولسا باشقا هر دورلو سوسييال قوروما آراجلارى ايله (واسيطه لرىيله) ده بوتونله نن (تكميل اولان) عدالتلى و الوئريشلى اؤده نيلمه سى حاققى واردير.
4- هر بير اينسانين سوسييال ماراق و چيخارلارينين (منفعتلرينين) قورونماسى دوغرولتوسوندا٫ ايشچى بيرليكلرى (سنديكالار) قورمايا و بونلارا گيرمه يه حاققى واردير.


ماده ييرمى دؤرد:
هر بير شخصين دينله نمه يه -دينجه لمه يه٫ ائيله نمه يه٫ بو آرادا ايشله مه موددتينين (ايش گونونون) معقول صورتده قيسيلماسينا (محدود توتولماسينا) و بللى آراليقلارلا (فاصيله لرله) اؤده نه كلى (اوجرتلى) تعطيللره حاققى واردير.


مادده ييرمى بئش:
1- هر بير اينسانين گره ك اؤزو گره كسه عاييله سى اوچون يييه جك٫ گيييم٫ قونوت (ياشاييش يئرى)٫ ساغليق باخيمى٫ گره كلى اولان سوسييال خيدمتلر داخيل اولماق اوزره٫ ساغليغى و ريفاهينى تامين ائتمك و ساخلاماق اوچون اويقون بير ياشام سوييه سينه و ايشسيزليك٫ سايرىليق (خسته ليك)٫ چولاقليق (سقطليك)٫ دوللوق٫ قوجاليق (ياشليليق) و يا اؤزونه باغلى اولمايان ندنلر اوزوندن بيله سينى گئچيم ايمكانلاريندان يوخسون (محروم) بيراخان باشقا دوروملاردا گووه نليييه (تامين ائديلمه يه) حاققى واردير.
2- آنا و بالا اؤزه ل ايلگى (قايغى) و يارديم آلماق حاققينا يييه ديرلر. اوشاقلارين هاميسى ائوليليك ايچينده (نيكاحلى) و يا ديشيندا (نيكاحسيز) دوغولانلار٫ بنزر سوسييال قورونمادان يارارلانيرلار (فايدالانيرلار).


مادده ييرمى آلتى:
1- هر شخصين اؤيره نيم (بيليم آلماغا) حاققى واردير. ان آزى ايلك (باشلانقيج) و عومومى اؤيره نيم پولسوز و موفت اولماليدير. ايلك اؤيره تيم حؤكمن و مجبورىدير.
2- تئكنيك و مسلكى اؤيره تيمدن هامى يارارلانا (ايستيفاده ائده) بيلمه ليدير. يوكسك اؤيره تيم٫ هره نين باجاريغينا گؤره هامىيا دولوق (تام) ائشيتليكده آچيق اولماليدير.
3- اؤيره تيم٫ اينسان شخصييتينين اسكيك سيز گليشمه سينه يؤنه لديلمه لى و اينسان حاقلارىيلا آنااركينليكلره (تمل آزادليقلارا) اولان سايقىنين گوجله نمه سينى آماجلاماليدير (هدف آلماليدير). اؤيره تيم بوتون اولوسلار٫ سوىكؤك (عيرق) و دين توپارلارى (قوروبلارى) آراسيندا قارشيليقلى آنلاييش (دوشونوش)٫ اويوم٫ دؤزوملولوك (تلرانس)٫ كؤمكله شمه و دوستلوغون بركيديلمه سينى تشويق ائتمه لى و بيرله شميش ميللتلرين باريشى ساخلاماق (دينجلييين قورونماسى) يولونداكى قوللاما چاليشمالارينا يارديم ائتمه ليدير.


آنا آتا٫ آزياشلى اوشاقلارينا وئريله جك اؤيره تيمين (تحصيلين) چئشيدينى سئچمكده اؤنجه ليك و اوستونلويه صاحيبديرلر.


مادده ييرمى يئتدى:
1- هر بير اينسان٫ توپلولوغون مدنى چاليشمالارينا اركينجه (آزادليقلا) قوشولماق٫ گؤزه ل صنعتلرى دادماق (ذؤوق آلماق)٫ بيليم آلانينداكى ايره ليله ييشه قاتيلماق و بونلارين نئعمتلريندن يارارلانماق حاققينا يييه دير.
2- هر بير اينسانين ياراتديغى هر دورلو (نوع) بيليم٫ ادبي و يا اينجه صنعت ياپيتلاريندان (اثرلريندن) تؤره ديلن معنوى و ماددى قازانجلارين (منفعتلرين) قورونماسينا حاققى واردير.


مادده ييرمى سككيز:
هر بير اينسانين٫ ايشبو بيلديرگه ده يانسيديلميش (عكس ائتديريلميش) حاقلار و اركينليكلرين اسكيك سيز ياشاما گئچيرتمه سينى ساغلاياجاق بير سوسييال و اولوسلارآراسى دوزومه (نيظاما) حاققى واردير.


مادده ييرمى دوققوز:
1- هر بير اينسانين٫ شخصييتينين اركين (آزاد) و اسكيك سيز (دولوق) گليشمه سى تكجه بير توپلولوق ايچينده مومكوندور و شخصين بو توپلولوغا قارشى وظيفه لرى (بورجلارى) واردير.
2- هر بير اينسان٫ اؤز حاقلارينين و اركينلييينين (آزادليغينين) قوللانيلماسيندا٫ تكجه باشقالارينين حاقلارينين و آزادليقلارينين گره يينجه تانينماسى و بونلارا سايقى گؤسته ريلمه سى آماجىيلا و يالنيز دئموكراتيك بير جمعييتده اخلاقين٫ عومومى دوزه نين (نظمين) و ريفاهين حاقلى گره كلرينى (ايجابلارينى) يئرينه گتيرمك مقصدىيله٫ ياسالار طرفيندن بليرله نميش (گؤسته ريلن) قيسيتلامالارا (محدودييتلره) تابئع توتولابيلر.
3- بو حاقلار و اركينليكلر هئچ بير وجهله بيرله شميش ميللتلرين آماج و پيرينسيپلرينه ترس اولاراق ايشله ديله بيلمز.


مادده اوتوز:
ايشبو بياننامه نين هئچ بير حؤكمو٫ هر هانسى بير دؤولته٫ اينسان توپارينا (زومره سينه) يا دا آيرى آيرى شخصلره٫ بو بياننامه ده ديله گتيريلن حاق و اركينليكلرى يوخ ائتمه يه يؤنه ليك بير فعالييته گيريشمه يا دا ائيله مى (فئعلى) تؤره تمه حاققينى وئرير بيچيمده يوروملانانماز.




This page is powered by Blogger. Isn't yours?